تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
قرار بگيرد و از راه ارسال رسولان و انزال كتب آسمانى برايش سنت دينى مقرر كنند ، و به سوى آن سنت راهنماييش كنند ، تا بعد از فرستادن رسولان ، ديگر مردم عليه خداى تعالى حجتى نداشته باشند ، « لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّه حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ » « 1 » كه تفصيل اين معنا در بحثهايى كه پيرامون مساله نبوت ( در جلد دوم اين كتاب ، و در جاهاى ديگر ) داشتيم گذشت . و همه اينها ، هدايت به معناى راه نشان دادن و اعلام صراط مستقيم است ، كه خود انسان بدون راهنمايى خداى تعالى نمىتواند آن را پيدا كند ، هم چنان كه فرمود : « إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » « 2 » ، حال اگر اين راه را دنبال بكند ، و از آن منحرف نشود ، به زندگى طيب و سعيدى خواهد رسيد ، و اگر از دستش بدهد و از آن اعراض كند به شقاوتى دائمى مىرسد ، و حجت خدايى به هر حال عليه او تمام مىشود ، هم چنان كه فرمود : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » « 3 » . حال كه اين معنا روشن شد معلوم گرديد كه يكى از سنتهاى الهى اين است كه بشر را از راه ارائه طريق به سوى سعادت حياتش هدايت كند . جمله « لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً » به همين معنا اشاره مىكند چون تذكره به معناى اين است كه راه سعادت او را به يادش بياورند ، و اين مستلزم آن نيست كه آدمى تذكر هم پيدا بكند ، و حتما راه سعادت را پيش بگيرد ، ممكن است تذكر در او اثر بكند ، و ممكن هم هست اثر نكند . يكى ديگر از سنتهاى الهى اين است كه همه موجودات را به سوى كمالشان هدايت كند ، و به سوى آن نقطه به حركتشان در آورد ، و به آن نقطه برساند ، جمله « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » به همين معنا اشاره دارد ، چون « وعى » - فرا گرفتن - يكى از مصاديق هدايت شدن به هدايت ربوبى است و اگر خداى تعالى اين وعى را به خودش نسبت نداد ، همانطور كه تذكره را به خود نسبت داد ، براى اين بود كه منظور از تذكره اتمام حجت است كه كار خداست ، و اما وعى و فرا گرفتن ، كار مستقيم او نيست ، هر چند كه هم ممكن است به او نسبت داده شود و هم به خود انسان ، و ليكن سياق آيه سياق دعوت و بيان اجر و ثواب است ، اجرى كه بر اجابت دعوت مترتب مىشود ، و اجر و مثوبت از آثار وعى است البته بدان جهت كه فعل
هامش
( 1 ) تا براى مردم ، بعد از اين پيامبران ، بر خدا حجتى باقى نماند . سوره نساء ، آيه 165 . ( 2 ) ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر باشد ( و پذيرا گردد ) يا كفران كند . سوره دهر ، آيه 3 . ( 3 ) تا هر كس هلاك مىشود دانسته هلاك شود ، و آن كس هم كه زنده مىگردد با دليل زنده شود . سوره انفال ، آيه 42 .