انسان و مستند به اوست ، نه بدان جهت كه توفيقى الهى و منسوب به آن جناب است .
از آيه شريفه برمىآيد كه حوادث خارجى در اعمال انسان اثر مىگذارد ، هم چنان كه از آيه شريفه « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ » « 1 » .
عكس اين مطلب استفاده مىشود ، يعنى از آن برمىآيد كه اعمال انسان در حوادث خارجى اثر دارد كه در تفسير همين آيه در سوره اعراف مقدارى در اين باره سخن رفت .
بحث روايتى
بوده است ) ]
در الدر المنثور است كه : ابن منذر از ابن جريح روايت كرده كه در تفسير آيه « لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً » گفته است : اين تذكره براى امت محمد ( صلوات اللَّه عليه ) است ، و چه بسيار كشتىها كه در گذشته در دريا غرق شده بود ، و آثارى كه از بين رفته بود ، و بعد از قرنها امت محمد ( ص ) آن آثار را يافتند ، مثلا آثار كشتى نوح را در كوه جودى يافتند « 2 » .
مؤلف : در تفسير سوره هود در خلال داستان نوح ( ع ) مطالبى رفت كه مؤيد اين روايت است .
و در همان كتاب است كه سعيد بن منصور ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، و ابن مردويه ، از مكحول روايت كردهاند كه گفت : وقتى آيه : « وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » نازل شد رسول خدا ( ص ) فرمود : من از پروردگارم خواستم اين اذن واعيه را على بن ابى طالب قرار دهد ، مكحول مىگويد : بعد از اين دعاى رسول خدا ( ص ) على ( ع ) بارها مىگفت : هيچ نشد چيزى از رسول خدا ( ص ) بشنوم و فراموش كنم « 3 » .
و نيز در همان كتاب است كه ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، واحدى ، ابن مردويه ، ابن عساكر ، و ابن النجارى همگى از برده روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) به على فرمود : خدايم دستور فرموده تو را نزديك كنم و دورت ندارم ، و به تو تعليم دهم و تو فراموش نكنى ، و اين حق برايت ثابت شده كه آنچه را تعليمت مىدهم فرا بگيرى ، به
هامش
( 1 ) مردم قريه ها اگر ايمان بياورند و تقوى پيشه كنند بركاتى از آسمان و زمين به رويشان مىگشائيم . سوره اعراف ، آيه 96 .
( 2 و 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 260 .