خطاب باشند ساقطند ، و به همين جهت در بقيه سؤالها كه چهار سؤال است ايشان را غايب فرض كرد ، و فرمود : « از ايشان بپرس كدامشان مسئول اين تسويه شده ؟ » كلمه « زعيم » به معناى كسى است كه قائم به امرى و متصدى انجام آن باشد . و استفهام در جمله انكارى است .
معنى آيه اين است كه : از ايشان بپرس وقتى ثابت شد كه خدا بين دو طايفه را تسويه نمىكند ، چون چنين دليلى در كار نيست ، آن كداميك از شما است كه بر حسب ادعايى كه مىكنيد متصدى امر تسويه شده باشد ؟ آيا اگر چنين كسى باشد از ميان اين مشركين است ؟
اگر هست كيست ؟ و كداميكشان است ؟ و بطلان اين ادعا آن قدر واضح است كه كسى بجز ديوانگان چنين سخنى نمىگويد .
* ( « أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ إِنْ كانُوا صادِقِينَ » ) * اين جمله رد بر مشركين است ، بنا بر آن فرضى كه حكمشان به تساوى مجرمين و مسلمين بر اساس اين ادعايشان باشد كه معبودهايشان اولا معبودند ، ثانيا با خدا در ربوبيت شريكند ، و ثالثا در قيامت نزد خدا شفاعتشان مىكنند ، و در نتيجه ايشان را با مسلمين برابر خواهد كرد . و استفهام در آيه انكارى است و مىفهماند اولا معبودهاى ايشان معبود نيستند ، و ثانيا شريك با خدا در ربوبيت نيستند ، و ثالثا چنان شفاعتى نمىتوانند بكنند .
و جمله * ( « فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ . . . » ) * كنايه است از نبود شركا ، و نفى در جمله * ( « أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ » ) * را تاكيد مىكند .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از شركا ، خدايان دروغين ايشان نيست ، بلكه مراد هر كسى است كه در اين اعتقاد باطل شريك ايشان باشد ، و اينها اگر راست مىگويند آن شريكهاى خود را بياورند . ولى خواننده متوجه است كه اين معنا مناسب مقام محاجه نيست .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند مراد از شركا ، شهدا و گواهان هستند ، و معنا اين است كه نه ، بلكه شايد بر اين قول گواهانى دارند ، خوب ، اگر دارند و راست مىگويند بياورند .
ليكن اين تفسيرى است كه از جهت الفاظ آيه دليلى بر آن ندارند ، علاوه بر اين ، جمله مورد بحث به خاطر كلمه « ام » استدراك و اعراض از ما قبل است ، و بايد مطلبى غير مطلب ما قبل را افاده كند ، و مساله شهادت اگر در بين باشد لا بد شاهدانى خواهند بود كه از ناحيه خدا كتابى و يا وعده و يا پيمانى دارند ، و اين دو احتمال يعنى داشتن كتاب و داشتن پيمان
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 593 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 339 .