و مراد از « مسلمين » كسانى هستند كه تسليم فرمان خدايند ، و جز آنچه او اراده كرده پيروى نمىكنند ، اگر انجام كارى را اراده كرده انجام مىدهند ، و اگر ترك كارى را خواسته ترك مىكنند ، در مقابل اين تسليم همان كلمه « اجرام » است ، و آن به اين معنا است كه كسى عمل زشت مرتكب بشود ، و مطيع فرمان خدا نباشد .
اين آيه و آيه بعدش تا جمله * ( « أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ » ) * در مقام رد مساله تساوى مجرمين و مسلمين است ، كه از طرف كفار ادعا شده بود ، و چون اين ادعا محتملاتى داشت ، يكى يكى آنها را ايراد نموده و به صورت استفهام انكارى رد مىكند .
بيان حجت چنين است كه يكسان بودن مجرمين و مسلمين كه كفار چنين پنداشتهاند يا از طرف خداى تعالى و موهبت و رحمتى از او است ، و يا از ناحيه او نيست .
اگر از ناحيه او باشد قطعا بايد يا عقل خود ما انسانها هم بدان حكم كند ، كه مىبينيم عقل چنين حكمى ندارد ، قرآن كريم هم به همين معنا اشاره نموده مىفرمايد : * ( « ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ) * .
و يا دليلى نقلى بر آن دلالت كند ، كه چنين دليلى هم نيست ، و قرآن كريم به نبود اين چنين دليل نقلى اشاره نموده ، مىفرمايد : * ( « أَمْ لَكُمْ كِتابٌ . . . ) * - نكند كتابى ( و دليلى نقلى و آسمانى ) در دست داريد . . . » ، و يا اين است كه دليل بر اين حكم كه كفار كردهاند نه عقل است و نه نقل ، بلكه گفت و شنودى شفاهى است كه خدا با آنان كرده ، و آنها از خدا قول گرفتهاند كه در قيامت بين آنان و اهل تسليم و عبادت به مساوات رفتار كند ، اين هم كه معقول نيست ، زيرا مردم عادى مانند انبيا نيستند ، تا خدا شفاهى با آنان سخن بگويد . خوب تا اينجا سه تا احتمال را آورديم ، و جوابش را هم گفتيم .
احتمال چهارم اينكه : اصلا آن حكم از ناحيه خدا نباشد در اينجا نيز چند احتمال هست : يكى اينكه حكم تساوى بين مجرمين و مسلمين حكمى جدى باشد . و ديگر اينكه صرف بهانه اى باشد براى فرار از مسئوليت ، در صورت جدى بودن سه احتمال هست ، يكى اينكه حكمى كه مىكنند مستند به خودشان باشد ، به اين معنا كه خودشان كارگردان صحنه قيامت باشند و امور قيامت را به نفع خود بچرخانند ، از آن جمله خود را با مسلمانان يكسان سازند هر چند كه خدا نخواهد قرآن كريم از اين احتمال جواب داده كه : * ( « سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ » ) * از ايشان بپرسيد كدامشان زعيم و متولى در تدبير امور قيامت هستند ؟ و يا اين است كه حاكم در اين حكم شركاء و خدايان ايشانند ، از اين هم پاسخ داده كه * ( « أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ ) * - نكند حاكم بر اين حكم شركاء ايشانند ، اگر چنين است بگو تا شركاى خود را
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 639
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٣٩