تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
بيان آيات
اين آيات كريمه متضمن دو تا مثل است ، يكى مثلى كه خدا به وسيله آن حال كفار را مجسم مىكند ، و يكى هم مثلى كه بيانگر حال مؤمنين است ، مثل اول وضع كفار را در شقاوت و هلاكت روشن نموده ، بيان مىكند كه اگر چنين شدند به خاطر خيانتى بود كه به خدا و رسولش كردند ، و سرانجام خيانت به خدا و رسول همين است ، از هر كس كه مىخواهد سر بزند ، هر چند از كسى سر بزند كه وابسته و متصل به انبيا باشد ، و مثل دومى بيانگر اين حقيقت است كه سعادت و رستگارى مؤمنين هم تنها به خاطر ايمان خالصشان به خدا و رسول و قنوتشان و حسن اطاعتشان بوده ، و اتصال و خويشاوندى كه با كفار داشتند ضررى به حالشان نداشت ، پس معلوم مىشود ملاك كرامت نزد خدا تنها و تنها تقوى است و بس . و براى مجسم كردن اين معنا نخست حال اين طايفه اول را به حال دو تا زن تاريخ مثل مىزند ، كه هر دو همسر دو پيامبر بزرگوار بودند ، دو پيامبرى كه خداى تعالى عبد صالحشان ناميده - و چه كرامتى بزرگتر از اين - و با اين حال اين دو زن به آن دو بزرگوار خيانت كردند ، و در نتيجه فرمان الهى رسيد كه با ساير دوزخيان داخل دوزخ گردند ، پس اين دو زن همسر و هم بستر دو پيامبر بزرگوار بودند ، اما همسرى آنان سودى به حالشان نبخشيد ، و بدون كسب كمترين امتيازى در زمره هالكان به هلاكت رسيدند . و طايفه دوم را به دو زن ديگر تاريخ مثل مىزند ، يكى همسر فرعون است ، كه درجه كفر شوهرش بدانجا رسيد كه در بين مردم معاصر خود ( با كمال بىشرمى و جنون ) فرياد زد : « رب اعلاى شما منم » ، اما اين همسر به خدا ايمان آورد ، و ايمانى خالص آورد ، و خداى تعالى او را نجات داد و داخل بهشتش كرد ، و قدرت همسرى چون فرعون و كفر او نتوانست به ايمان وى خدشه اى وارد سازد ، دومى مريم دختر عمران است ، مريم صديقه و قانته كه خدايش به كرامت خود گراميش داشت ، و از روح خود در او بدميد . و در اين تمثيل تعريض و چوبكارى سختى به دو همسر رسول خدا ( ص ) شده ، كه آن دو نيز به آن جناب خيانت كردند و سر او را فاش ساخته ، عليه او دست به دست هم دادند و اذيتش كردند ، و مخصوصا وقتى مىبينيم سخن از كفر و خيانت و فرمان ( داخل دوزخ شويد ) دارد ، مىفهميم كه اين تعريض تا چه حد شديد است .
* ( « ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 575 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى