تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
* ( « وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْه رِزْقُه فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاه اللَّه » ) * - « قدر رزق » به معناى تنگى روزى است ، و كلمه « ايتاء » به معناى عطا كردن است ، مىفرمايد : و كسى كه فقير و در تنگناى معيشت است ، و نمىتواند به زندگى همسر طلاقى و كودك شيرخوارش توسعه دهد ، هر قدر كه مىتواند از مالى كه خداى تعالى به او عطا كرده به ايشان انفاق كند . * ( « لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا ما آتاها » ) * - يعنى خداى تعالى هيچ كسى را تكليف ما لا يطاق نمىكند ، هر كسى را به قدر تواناييش تكليف مىفرمايد ، در مساله مورد بحث هم به مرد تهى دست تكليف توسعه نكرده است ، بنا بر اين ، جمله مورد بحث مىخواهد حرج را از تكاليف الهى كه يكى از آنها انفاق همسر مطلقه است نفى كند . * ( « سَيَجْعَلُ اللَّه بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً » ) * - در اين جمله به اشخاص تهى دست تسليت و دلدارى داده ، مژده مىدهد كه به زودى خداى عز و جل بعد از تنگدستى و سختى ، گشايش و رفاه مىدهد .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه : ابن مردويه از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : سوره نساء كوتاه ، هفت سال بعد از سوره نسايى كه جنب سوره بقره است نازل گرديد « 1 » . مؤلف : منظور از سوره نساء كوتاه ، همين سوره طلاق است . و در همان كتاب آمده كه مالك ، شافعى ، عبد الرزاق ، ( در كتاب المصنف ) ، احمد ، عبد بن حميد ، بخارى ، مسلم ، ابو داوود ، ترمذى ، نسايى ، ابن ماجه ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابو يعلى ، ابن مردويه ، و بيهقى ، ( در كتاب سنن خود ) همگى از پسر عمر روايت كرده‌اند كه خود او گفت : همسر خود را در حال حيض طلاق دادم ، و جريان را براى رسول خدا ( ص ) گفتم ، حضرت در خشم شد و فرمود : بايد برگردى و او را نگه بدارى تا از حيض پاك شود ، و دوباره حيض ببيند و باز پاك شود ، آن وقت اگر خواستى طلاقش دهى ، يعنى در حال طهارتش و قبل از آنكه با او عمل زناشويى انجام دهى طلاق بدهى ، اين است آن عده اى كه خداى تعالى در باره اش فرمود : * ( « فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ » ) * ، آن گاه رسول خدا ( ص ) آيه را اينطور خواند كه :
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 236 .