تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
« * ( و مَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ » ) * اين مفاد را به دست مىدهد كه هر كس از خدا بترسد و به حقيقت معناى كلمه پروا داشته باشد - كه البته چنين تقوايى حاصل نمىشود مگر با معرفت نسبت به خدا و اسما و صفات او - و سپس به خاطر رعايت جانب او از محرمات و ترك واجبات - كه لازمه آن اين است كه اراده نكند مگر فعل و تركى را كه او اراده كرده باشد ، و لازمه اين هم آن است كه اراده اش در اراده خداى تعالى مستهلك شده باشد - چنين كسى هيچ عملى انجام نمىدهد مگر از اراده اى از خدا . لازمه اين نيز آن است كه خود را و متعلقات خود از مشخصات و افعالش را ملك خداى تعالى بداند ، آن هم ملك طلق او ، و او را مالك على الاطلاق خود بداند ، مالكى كه به هر نحو بخواهد مىتواند در ملكش تصرف كند ، و اين ملكيت همان ولايت خدايى است كه خدا با آن ولايت متولى أمر بنده اش مىباشد ، پس براى بنده از ملك حقيقى چيزى باقى نمىماند مگر آنچه كه خداى سبحان تمليكش كرده باشد ، تازه همان را هم كه او دارد باز به ملكيت خدا باقى است ، و ملك همه اش از خداى عز و جل است . اينجاست كه خداى تعالى چنين بنده اى را به حكم * ( « يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً » ) * از تنگناى وهم و زندان شرك نجات مىدهد ، ديگر به اسباب ظاهرى دلبسته نيست و به حكم * ( « وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ » ) * از جايى كه او احتمالش را هم ندهد رزق مادى و معنويش را فراهم مىكند ، اما رزق ماديش را بدون پيش بينى خود او مىرساند ، براى اينكه او قبل از رسيدن به چنين توكلى رزق خود را حاصل دسترنج خود و اثر اسباب ظاهرى مىدانست ، همان اسبابى كه دل به آن بسته بود ، و از آن اسباب هم كه بسيار زيادند جز به اندكى اطلاع نداشت ، و مثلش مثل كسى بود كه در شبى بس ظلمانى نور بسيار ضعيفى پيش پايش را روشن كرده باشد ، و از ما وراى آن فضاى اندك بىخبر باشد ، و ليكن خداى سبحان از همه اسباب خبر دارد ، و او است كه اسباب و مسببات را پشت سر هم مىچيند ، و هر طورى كه بخواهد نظام مىبخشد ، و به هر يك از آن اسباب بخواهد اجازه تاثير مىدهد تاثيرى كه خود بنده چنان تاثيرى براى آن سراغ نداشته . و اما رزق معنويش را - كه رزق حقيقى هم همانست ، چون مايه حيات جان انسانى است ، و رزقى است فنا ناپذير - بدون پيش بينى خود او مىرساند ، دليلش اين است كه انسان نه از چنين رزقى آگهى دارد و نه مىداند كه از چه راهى به وى مىرسد . و كوتاه سخن اينكه : خداى سبحان كه ولى و عهده دار سرپرستى بنده متوكل خويش است ، او را از پرتگاه هلاكت بيرون مىكشد ، و از طريقى كه خود او پيشبينى آن را