در آن راه مشقاتى را متحمل مىشوند ، همه به اذن خدا است .
و آياتى كه در صدر سوره واقع شده جنبه مقدمه و زمينه چينى براى بيان اين غرض را دارد ، در آن آيات بيان مىكند كه اسماى حسنى و صفات علياى خدا اقتضا مىكند كه براى بشر بعث و بازگشتى فراهم سازد ، تا همه به سويش برگردند و در آن بازگشت اهل ايمان و عمل صالح به سوى بهشت جاودان هدايت شوند ، و اهل كفر و تكذيب به سوى آتش ابدى رانده شوند ، پس اين مطالب مقدمه چينى است براى آيات بعد كه مىفرمايد : بايد خدا و رسول را اطاعت كنيد و بر مصائب و نيز در برابر انفاق در راه خدا خويشتندار باشيد ، بدون اينكه از منع موانع متاثر و از ملامت شماتتگران بيمى به خود راه دهيد . و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مدينه نازل شده .
* ( « يُسَبِّحُ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ لَه الْمُلْكُ وَلَه الْحَمْدُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * .
گفتار در معناى تسبيح و معناى ملك و حمد و قدرت ، و نيز اينكه مراد از آنچه در آسمانها و زمين است شامل خود آسمانها و زمين نيز مىشود ، در سوره جمعه گذشت .
اطلاق در جمله * ( « لَه الْمُلْكُ » ) * بر اطلاق ملك خدا ، و عدم محدوديت آن به هيچ حد و قيدى و هيچ شرطى دلالت دارد پس هيچ حكم نافذى غير حكم او نيست ، و او هيچ حكمى ندارد مگر آنكه طبق اراده اش نافذ است .
و همچنين اطلاق در جمله * ( « وَلَه الْحَمْدُ » ) * مىفهماند كه تمامى حمدهايى كه از هر حامدى سر مىزند به او برمىگردد ، براى اينكه حمد عبارت است از ثناى در برابر عمل نيكى كه به اختيار از كسى سر زده باشد ، و وقتى خلائق همه از خداست ، و امر و تدبير خلائق هم از او است ، پس هيچ ذاتى جميل و صفتى جميل و عملى جميل از هيچ محمودى سرنمىزند ، مگر آنكه از خدا سر زده است ، همه آفرين و مرحبا و متشكرمها نيز ثناى خدا است .
و همچنين جمله * ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * كه آن نيز كليت دارد ، بر عموميت متعلق قدرت او دلالت مىكند ، و مىفهماند قدرت او محدود به هيچ حد ، و مقيد به هيچ قيد و شرطى نيست .
و وقتى آيات همانطور كه اشاره كرديم در مقام اثبات معاد است قهرا آيه مورد بحث به منزله مقدمه اول براى اثبات معاد مىشود ، و مىفهماند خداى عز و جل منزه از هر نقصى و هر نقطه ضعفى در ذات و صفات و افعالش است ، او مالك حكم بر هر چيز و تصرف در آن است ، هرطور كه بخواهد و اراده كند ، و معلوم است كه به جز جميل اراده نمىكند ، و قدرت
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 495
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩٥