تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
تنها اثرى كه رحلت رسول خدا ( ص ) در وضع منافقين داشت ، اين بود كه ديگر وحيى نبود تا از نفاق آنان پرده بردارد . علاوه بر اين ، با انعقاد خلافت ديگر انگيزه اى براى اظهار نفاق باقى نماند ، ديگر براى چه كسى مىخواستند دسيسه و توطئه كنند ؟ آيا اين متوقف شدن آثار نفاق براى اين بوده كه بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) تمامى منافقين موفق به اسلام واقعى و خلوص ايمان شدند ، و از مرگ آن جناب تاثيرى يافتند كه در زندگيشان آن چنان متاثر نشده بودند ، و يا براى اين بوده كه بعد از رحلت يا قبل از آن با اولياى حكومت اسلامى زدوبندى سرى كردند . چيزى دادند و چيزى گرفتند ، اين را دادند كه ديگر آن دسيسه ها كه قبل از رحلت داشتند نكنند ، و اين را گرفتند كه حكومت آرزوهايشان را برآورد ، و يا آنكه بعد از رحلت مصالحه اى تصادفى بين منافقين و مسلمين واقع شد ، و همه آن دو دسته يك راه را برگزيدند ، و در نتيجه ديگر تصادم و برخوردى پيش نيامد ؟ شايد اگر به قدر كافى پيرامون حوادث اواخر عمر رسول خدا ( ص ) دقت كنيم ، و فتنه هاى بعد از رحلت آن جناب را درست بررسى نماييم ، به جوانب كافى اين چند سؤال برسيم ، منظور از ايراد اين سؤالها تنها اين بود كه به طور اجمال راه بحث را نشان داده باشيم .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 488 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى