تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
هيچ دلالتى ندارد . و آن دليل اين است كه منشا نفاق ترس از اظهار باطن و يا طمع خير است ، و پيامبر و مسلمانان آن روز كه در مكه بودند ، و هنوز هجرت نكرده بودند ، قوت و نفوذ كلمه و دخل و تصرف آن چنانى نداشتند كه كسى از آنان بترسد و يا طمع خيرى از آنان داشته باشد ، و به اين منظور در ظاهر مطابق ميل آنان اظهار ايمان كنند و كفر خود را پنهان بدارند ، چون خود مسلمانان در آن روز تو سرى خور و زير دست صناديد قريش بودند . مشركين مكه يعنى دشمنان سرسخت آنان و معاندين حق هر روز يك فتنه و عذابى درست مىكردند ، در چنين جوى هيچ انگيزه اى براى نفاق تصور نمىشود . ! به خلاف بعد از هجرت كه رسول خدا ( ص ) و مسلمانان ياورانى از اوس و خزرج پيدا كردند ، و بزرگان و نيرومندان اين دو قبيله پشتيبان آنان شده و از رسول خدا ( ص ) دفاع مىنمودند ، همانطور كه از جان و مال و خانواده خود دفاع مىكردند ، و اسلام به داخل تمامى خانه هايشان نفوذ كرده بود ، و به وجود همين دو قبيله عليه عده قليلى كه هنوز به شرك خود باقى بودند قدرتنمايى مىكرد ، و مشركين جرأت علنى كردن مخالفت خود را نداشتند ، به همين جهت براى اينكه از شر مسلمانان ايمن بمانند به دروغ اظهار اسلام مىكردند ، در حالى كه در باطن كافر بودند ، و هر وقت فرصت مىيافتند عليه اسلام دسيسه و نيرنگ به كار مىبردند . وجه اينكه گفتيم : اين دليل درست نيست ، اين است كه علت و منشا نفاق منحصر در ترس و طمع نيست تا بگوييم هر جا مخالفين انسان نيرومند شدند ، و يا زمام خيرات به دست آنان افتاد ، از ترس نيروى آنان و به اميد خيرى كه از ايشان به انسان برسد نفاق مىورزد ، و اگر گروه مخالف چنان قدرتى و چنين خيرى نداشت ، انگيزه اى براى نفاق پيدا نمىشد ، بلكه بسيارى از منافقين را مىبينيم كه در مجتمعات بشرى دنبال هر دعوتى مىروند ، و دور هر ناحق و صدايى را مىگيرند ، بدون اينكه از مخالف خود هر قدر هم نيرومند باشد پروايى بكنند . و نيز اشخاصى را مىبينيم كه در مقام مخالفت با مخالفين خود برمىآيند ، و عمرى را با خطر مىگذرانند ، و به اميد رسيدن به هدف بر مخالفت خود اصرار هم مىورزند تا شايد هدف خود را كه رسيدن به حكومت است به دست آورده ، نظام جامعه را در دست بگيرند ، و مستقل در اداره آن باشند ، و در زمين غلو كنند . و رسول خدا ( ص ) هم از همان اوائل دعوت فرموده بود كه اگر به خدا و دعوت اسلام ايمان بياوريد ، ملوك و سلاطين زمين خواهيد شد . با مسلم بودن اين دو مطلب چرا عقلا جائز نباشد كه احتمال دهيم : بعضى از
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 486 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى