تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
در افساد و وارونه كردن امور بر رسول خدا ( ص ) به جايى رسيد كه خداى تعالى به مثل آيه زير تهديدشان نموده فرمود : « لَئِنْ لَمْ يَنْتَه الْمُنافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا » « 1 » . روايات هم از بسيارى به حد استفاضه رسيده كه عبد اللَّه بن ابى سلول و همفكران منافقش ، همانهايى بودند كه امور را عليه رسول خدا ( ص ) واژگونه مىكردند ، و همواره در انتظار بلايى براى مسلمانان بودند ، و مؤمنين همه آنها را مىشناختند ، و عده شان يك سوم مسلمانان بود ، و همانهايى بودند كه در جنگ احد از يارى مسلمانان مضايقه كردند ، و خود را كنار كشيده ، در آخر به مدينه برگشتند ، در حالى كه مىگفتند : « لَوْ نَعْلَمُ قِتالًا لَاتَّبَعْناكُمْ - اگر مىدانستيم قتالى واقع مىشود با شما مىآمديم » .
و از همين جا است كه بعضى نوشته‌اند حركت نفاق از به دو وارد شدن اسلام به مدينه شروع و تا نزديكى وفات رسول خدا ( ص ) ادامه داشت . اين سخنى است كه جمعى از مفسرين گفته‌اند ، و ليكن با تدبر و موشكافى حوادثى كه در زمان رسول خدا ( ص ) رخ داد و فتنه هاى بعد از رحلت آن جناب ، و در نظر گرفتن طبيعت اجتماع فعال آن روز ، عليه اين نظريه حكم مىكند . براى اينكه اولا : هيچ دليل قانع كننده اى در دست نيست كه دلالت كند بر اينكه نفاق منافقين در ميان پيروان رسول خدا ( ص ) و حتى آنهايى كه قبل از هجرت ايمان آورده بودند رخنه نكرده باشد ، و دليلى كه ممكن است در اين باره اقامه شود ،
هامش
( 1 ) اگر منافقين و آنهايى كه در دل بيمارى دارند از آزار پيامبر و سوء قصد نسبت به زنان مسلمان و آنها كه شايعه پراكنى مىكنند از عمل خود دست برندارند بطور قطع تو را به سركوبى آنان خواهيم گمارد تا جايى كه ديگر در مدينه نمانند و همسايه تو در اين شهر نباشند مگر در فرصتى اندك . ملعون هستند ، هر كجا كه يافت شوند بايد دستگير و به خوارى كشته شوند . سوره احزاب ، آيه 60 و 61 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 485 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى