تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
دست داد و آن قدر سنگين شد كه نزديك بود شترش زانو بزند و بخوابد ، و خود او عرق از پيشانى مباركش مىچكيد ، و بعد از آن كه به حالت عادى برگشت ، گوش زيد بن ارقم را گرفته ، او را از روى بار و بنه اش ( و يا از روى شتر ) بلند كرد و فرمود : اى پسر سخنت راست و دلت فراگير است ، و خداى تعالى قرآنى در باره ات نازل كرده . و چون به منزل رسيدند و پياده شدند ، سوره منافقين را تا جمله * ( « وَلكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ » ) * بر آنان خواند ، و خداى تعالى عبد اللَّه بن ابى را رسوا ساخت « 1 » . و نيز در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در تفسير جمله * ( « كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ » ) * فرمود : يعنى نه مىشنوند و نه تعقل مىكنند ، * ( « يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ » ) * ، يعنى هر صدايى را دشمن خود مىپندارند ، * ( « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّه أَنَّى يُؤْفَكُونَ » ) * . و پس از آنكه خداى تعالى رسول گرامى خود را از ماجرا خبر داد ، قوم و قبيله منافقين نزد ايشان شدند ، و گفتند واى بر شما ، رسوا شديد ، بياييد نزد رسول خدا تا برايتان طلب آمرزش كند . منافقين سرى تكان دادند كه نه ، نمىآييم ، و رغبتى به استغفار آن جناب نشان ندادند ، لذا خداى تعالى فرمود : * ( « وَإِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّه لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ » ) * « 2 » . و در كافى به سند خود از سماعة از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : خداى تبارك و تعالى همه امور خود را به مؤمن واگذار كرده ، ولى اين كه او خود را خوار كند به او واگذار ننموده ، مگر نديدى كه خداى تعالى در قرآن كريم در اين باره فرموده : * ( « وَلِلَّه الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِه وَلِلْمُؤْمِنِينَ » ) * كه به حكم اين آيه مؤمن بايد عزيز باشد ، و ذليل نباشد « 3 » . مؤلف : كافى ، اين معنا را از داوود رقى ، و حسن احمسى و به طريقى ديگر از سماعه روايت كرده « 4 » . و نيز به سند خود از مفضل بن عمر روايت كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : سزاوار نيست كه مؤمن خود را ذليل كند . عرضه داشتم : به چه چيز خود را ذليل كند ؟ فرمود : به اينكه كارى را انجام دهد كه در آخر مجبور به عذرخواهى شود « 5 » .
هامش
( 1 و 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 370 . ( 3 ) كافى ، ج 5 ، ص 63 ، ح 2 . ( 4 ) كافى ، ج 5 ، ص 63 ، ح 1 و ح 4 و ص 64 ، ح 6 . ( 5 ) كافى ، ج 5 ، ص 64 ، ح 5 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 482 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى