تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
( ص ) من و زبير و مقداد را ماموريت داد ، و فرمود : راه بيفتيد تا برسيد ، به روضه خاخ « 1 » ، در آنجا به زن مسافر برمىخوريد ، نامه اى با او است از او بگيريد و برايم بياوريد . ما از مدينه بيرون شديم ، و تا روضه رفتيم ، در آنجا به آن زن مسافر برخورديم ، و گفتيم نامه را بيرون بياور ، گفت : نامه اى با من نيست . گفتيم نامه را بيرون بياور و گرنه مجبورت مىكنيم لباسهايت را بكنى . او نامه را از لاى گيسوى خويش در آورد . نامه را نزد رسول خدا ( ص ) آورديم ، ديديم حاطب در نامه اش پاره اى از تصميمات رسول خدا ( ص ) را به جمعى از مشركين گزارش داده . رسول خدا ( ص ) به حاطب فرمود : اين چكارى بود كه كردى ؟ عرضه داشت : عليه من اقدام فورى مفرما يا رسول اللَّه ! من مردى هستم كه با قريش سخت پيوستگى دارم ، ولى از آنان نيستم ، و در ميان مهاجرينى كه با تو هستند افرادى هستند كه در مكه خويشاوندانى مشرك دارند ، و به وسيله آنان از مال و اولادى كه در مكه دارند حمايت مىكنند ، من نيز خواستم اين موقعيت را از دست ندهم ، و به خويشاوندان مشركم احسانى كنم تا آنان متقابلا خانواده‌ام را مورد حمايت قرار دهند ، اين نامه به اين انگيزه نوشته شده ، نه اينكه انگيزه اش كفر و يا ارتداد من از دينم باشد . رسول خدا ( ص ) او را تصديق كرد ، و فرمود راست مىگويد . عمر گفت : يا رسول اللَّه اجازه بده تا گردنش را بزنم ، حضرت فرمود : او در جنگ بدر شركت داشت ، و تو چه مىدانى ، شايد خداى تعالى نسبت به اهل بدر عنايت خاصى داشته باشد ، و فرموده باشد : هر چه مىخواهيد بكنيد ، كه شما را آمرزيده‌ام ، پس آيه شريفه * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ » ) * نازل شد « 2 » .
مؤلف : اين معنا در تعدادى از روايات از چند نفر از صحابه مانند انس ، جابر ، عمر ، ابن عباس ، و جمعى از تابعين از قبيل حسن ، و غيره آمده . ليكن از نظر متن خالى از اشكال نيست . براى اينكه اولا از ظاهر آن - بلكه صريح آن - برمىآيد كه حاطب ابن ابى بلتعه به خاطر عملى كه كرده بود مستحق اعدام و يا كيفرى ديگر كمتر از اعدام بوده ، و تنها به خاطر شركتش در جنگ بدر مجازات نشده ، چون بدريها در برابر هيچ گناهى مجازات نمىشوند ، براى اينكه بر حسب اين روايت رسول خدا ( ص ) به عمر فرمود : « او در جنگ بدر شركت داشته » . و در روايت حسن آمده كه فرمود : اينها اهل بدرند از اهل بدر حذر
هامش
( 1 ) محلى است بين مكه و مدينه . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 203 .