تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
بين خود اهل بدر معروف باشد ، و حال آنكه در روايات وارده در باره اخبار اهل بدر ، و سرگذشت آنان ، اثرى از آن ديده نمىشود ، بلكه از سيره اهل بدر ، و مخصوصا روشى كه در فتنه هاى بعد از رحلت رسول خدا ( ص ) اتفاق افتاد ، خلاف آن ديده مىشود كه احدى نمىتواند آن را انكار كند . از همه اينها كه بگذريم آزاد شدن يك گروه از بين همه مسلمانان و رهايى آنان از قيد تكليف ، به طورى كه هر كارى خواستند بكنند و هر مخالفتى را با خدا و رسول بتوانند مرتكب شوند هر قدر هم عظيم باشد ، مناقض با مصلحتى است كه دعوت دينى و فريضه امر به معروف و نهى از منكر و نشر معارف الهى از راه نشر روايات صادره از رسول خدا ( ص ) بر اساس تامين آن مصلحت بنا شده است ، چون وقتى مردم بدانند كه اصحاب جنگ بدر در گفتن هر نوع دروغ و افتراء و ارتكاب زشتترين گناه و فحشاء آزادند ، ديگر چگونه دعوت آنان به سوى دين را بپذيرند ، و با چه تامينى به گفته ها و نقل احاديث آنان اعتماد كنند . عين اين اشكال در مورد شخص رسول اللَّه ( ص ) هم وارد مىشود ، به اين بيان كه رسول خدا ( ص ) سيد و سرور اهل بدر بود و خدا او را به عنوان شاهد و مبشر و نذير فرستاد ، و به حكم آيه 45 و 46 سوره احزاب داعى به سوى خدا به اذن خدا و سراج منير بوده ، و اگر قرار باشد اهل بدر هر كارى بخواهند بكنند و مسئوليتى نداشته باشند ، يكى از اهل بدر شخص آن جناب بود ، پس بايد به حكم اين روايت آن جناب هم در ارتكاب هر كذب و افتراء و فحشاء و منكرى آزاد باشد ، و اگر اين طور باشد دلها و نفوس بشر چگونه بپذيرد كه چنين شخصى شاهد و نذير و مبشر و داعى الى اللَّه و سراج منير است ، و اصلا چگونه حكمت خدا اجازه مىدهد پست شهادت و دعوت را به كسى واگذار كند كه در هيچ حال و يا گفتارش امنيتى ندارد ، و چگونه چنين كسى را سراج منير خوانده ، با اينكه به او اجازه داده كه باطل را احياء كند ، همانطور كه حق را روشن مىسازد ، و اذنش داده كه همانطور كه مردم را هدايت مىكند گمراه هم بكند ، و خلاصه هر كارى دلش خواست بكند ، چه خوب و چه بد ، و اين از حكمت خدا به دور است ، و آيات كريمه قرآن هم كه متعرض عصمت انبياء ( ع ) و متعرض حفظ وحى و قرآن است با چنين چيزهايى نمىسازد . از اين هم كه بگذريم اصلا چنين حرفى خطابهاى الهى را در بيشتر آياتى كه در آن به صحابه رسول خدا ( ص ) و مؤمنين عتاب شده - العياذ باللَّه - خطابهايى