* ( « هُوَ اللَّه الَّذِي لا إِله إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ » ) * اين آيه با دو آيه بعدش هر چند در مقام شمردن طائفه اى از اسماى حسناى خداى تعالى و اشاره به اين نكته است كه او داراى بهترين اسماء و منزه از هر نقصى است ، و آنچه را كه در آسمانها و زمين است شاهد بر اين معنا مىگيرد ، و ليكن اگر آن را با مضمون آيات قبل كه امر به ذكر مىكرد در نظر بگيريم ، از مجموع ، اين معنا استفاده مىشود كه افرادى كه يادآور خدايند او را با اسماى حسنايش ذكر مىكنند ، و به هر اسمى از اسماى كمال خدا بر مىخورند ، به نقصى كه در خويشتن در مقابل آن كمال است پى مىبرند - دقت فرماييد .
و اگر آن را با مضمون آيه قبلى و مخصوصا جمله * ( « مِنْ خَشْيَةِ اللَّه » ) * در نظر بگيريم ، به علت خشوع كوه و متلاشى شدن آن از ترس خدا پى مىبريم . و معناى مجموع آنها چنين مىشود : چگونه كوه ها از ترس او متلاشى نشود ، با اينكه او خدايى است كه معبودى بجز او نيست ، و عالم به غيب و آشكار و چنين و چنان است .
* ( « هُوَ اللَّه الَّذِي لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * - موصول « الذى » وصله آن ، مجموعا اسمى از اسماى خدا را معنا مىدهد ، و آن وحدانيت خدا در الوهيت و معبوديت است . در سابق هم پاره اى مطالب راجع به معناى تهليل در تفسير آيه شريفه « وَإِلهُكُمْ إِله واحِدٌ لا إِله إِلَّا هُوَ » « 1 » آورديم .
* ( « عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ » ) * - كلمه « شهادت » به معناى چيزى است كه مشهود و حاضر در نزد مدرك باشد ، هم چنان كه غيب معناى مخالف آن را مىدهد . و اين دو ، معنايى اضافى و نسبى است ، به اين بيان كه ممكن است يك چيز براى كسى يا چيزى غيب و براى شخصى و يا چيزى ديگر شهادت باشد . در شهود ، امر دائر مدار نوعى احاطه شاهد بر موجود مشهود است ، يا احاطه حسى ، يا خيالى ، يا عقلى ، و يا وجودى . و در غيب دائر مدار نبودن چنين احاطه است .
و هر چيزى كه براى ما غيب و يا شهادت باشد ، از آنجا كه محاط خداى تعالى و خدا محيط به آنست ، قهرا معلوم او ، و او عالم به آن است . پس خداى تعالى هم عالم به غيب و هم عالم به شهادت است ، و غير او هيچ كس چنين نيست ، براى اينكه غير خدا هر كه باشد وجودش محدود است ، و احاطه ندارد مگر بدانچه خدا تعليمش كرده ، هم چنان كه قرآن كريم فرموده : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِه أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » « 2 » و اما خود خداى تعالى غيب على الاطلاق است ، و احدى و چيزى به هيچ وجه نمىتواند به او احاطه يابد ،
هامش
( 1 ) سوره بقره ، آيه 163 .
( 2 ) خدايى كه عالم به غيب است پس كسى را بر غيبش احاطه نمىدهد ، مگر رسولى را كه بپسندد . سوره جن ، آيه 26 و 27 .