تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
گناه كاران او را در آنچه تشريع كرده و بشر را به سويش مىخواند عاجز مىسازد ، و نه مخالفت معاندان ، و نه پاداش مطيعان و اجر نيكوكاران در درگاهش ضايع مىگردد . و همين عنايت كه گفتيم باعث شد گفتار در سه آيه با ذكر اسم « عزيز » و « حكيم » ختم شود ، و به طور اشاره بفهماند كه كلام او هم عزيز و حكيم است ، باعث شد كه در آغاز هر سه آيه نام اللَّه تكرار شده ، و مقدم بر ساير اسماء ذكر شود . و نيز باعث شد كه اسم عزيز با اسم حكيم دوباره ذكر شود ، با اينكه در وسط آيه دوم ذكر شده بود . و اينكه گفتيم توصيف خدا به دو وصف عزيز و حكيم اشاره دارد به اينكه كلامش هم ، عزيز و حكيم است ، از اين بابت بود كه در قرآن كريم كلام خود را هم عزيز و حكيم خوانده ، يك جا فرموده : « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ » « 1 » ، و جايى ديگر فرموده : « وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ » « 2 » .
بحث روايتى
در مجمع البيان در تفسير جمله * ( « عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ » ) * از امام ابى جعفر ( ع ) روايت آورده كه فرمود : غيب عبارت است از چيزى كه تا كنون نبوده ، و شهادت چيزهايى است كه بوده « 3 » . مؤلف : البته اين تفسير تفسير به بعضى از مصاديق است ، نه اينكه معناى غيب و شهادت تنها همين باشد كه در روايت آمده . و ما رواياتى را كه در تفسير اسم جلاله و دو اسم رحمان و رحيم آمده در سوره فاتحه آورديم . و در توحيد به سند خود از ابى بصير از امام ابى جعفر باقر ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : خداى تعالى از ازل حى و زنده بوده ، اما حى بدون حيات . و از ازل ملك و قادر بوده ، حتى قبل از اينكه چيزى را ايجاد كرده باشد ، و بعد از آنكه خلق را بيافريد ملكى جبار شد « 4 » . مؤلف : اينكه فرمود : « حى بدون حيات » معنايش اين است كه حيات او مانند حيات موجودات زنده چيزى غير از ذات و زائد بر ذاتش نيست ، بلكه حياتش عين ذات او
هامش
( 1 ) سوره حم سجده ، آيه 41 . ( 2 ) سوره يس ، آيه 2 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 267 . ( 4 ) توحيد صدوق ، ص 173 ، ح 2 .