تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
بلافاصله كلمه توحيد « لا إله الا اللَّه » را ذكر نمود و سپس اسماى خدا را شمرد ، ولى در آيه مورد بحث بعد از نام « اللَّه » به شمردن اسماء پرداخت ، و كلمه توحيد را ذكر نكرد ؟ جوابش اين است كه بين صفاتى كه در آن دو آيه شمرده شده كه يازده صفت ، و يا يازده نام است ، با نامهايى كه در آيه مورد بحث ذكر شده فرق است ، و اين فرق باعث شده كه در آن دو آيه كلمه توحيد را بياورد و در اين آيه نياورد ، و آن فرق اين است كه صفات مذكور در دو آيه قبل الوهيت خدا را كه همان مالكيت توأم با تدبير است اثبات مىكند ، و در حقيقت مثل اين مىماند كه فرموده باشد : « لا إِله إِلَّا اللَّه » معبودى به جز خدا نيست ، به دليل اينكه او عالم به غيب و شهادت ، و رحمان و رحيم و . . . است . و اين صفات به نحو اصالت و استقلال خاص خدا است ، و شريكى براى او در اين استقلال نيست ، چون غير او هر كس هر چه از اين صفات دارد ، خدا به وى داده ، پس قهرا الوهيت و استحقاق معبود شدن هم خاص او است ، و به همين جهت در آخر آيه دوم فرمود : * ( « سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * . و با اين جمله اعتقاد شرك را كه مذهب مشركين است رد نمود . و اما صفات و اسمايى كه در آيه مورد بحث آمده صفاتى است كه نمىتواند اختصاص الوهيت به خدا را اثبات كند ، چون صفات مذكور عبارتند از : خالق ، بارئ و مصور ، كه مشركين هم آنها را قبول دارند . آنان نيز خلقت و ايجاد را خاص خدا مىدانند ، و در عين حال مدعى آنند كه به غير خدا ارباب و الهه ديگر هست كه در استحقاق معبوديت شريك خدايند . و اما اينكه در ابتداى هر سه آيه اسم جلاله « اللَّه » آمده ، به منظور تاكيد و تثبيت مقصود بوده ، چون اين كلمه علم ( اسم خاص ) است براى خدا ، و معنايش ذات مستجمع تمامى صفات كمال است ، و قهرا تمامى اسماى الهى از آن سرچشمه مىگيرد . * ( « لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * - اين جمله اشاره به بقيه اسماى حسنى است ، چون كلمه « الاسماء » هم جمع است ، و هم الف و لام بر سرش آمده ، و از نظر قواعد ادبى جمع داراى الف و لام افاده عموم مىكند . * ( « يُسَبِّحُ لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * - يعنى هر آنچه مخلوق كه در عالم است حتى خود آسمانها و زمين تسبيحگوى اويند . و ما در سابق مكرر پيرامون اينكه تسبيح موجودات چه معنا دارد بحث كرديم . اين آيات سه گانه با جمله * ( « وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * ختم شده يعنى او غالبى است شكست ناپذير ، و كسى است كه افعالش متقن است ، نه گزاف و بيهوده . پس نه معصيت
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 383 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى