شده .
آيه شريفه مورد بحث به حسب لب معنا ، به منزله تاكيدى براى مضمون آيه قبلى است ، گويا فرموده : براى روز حساب و جزاء عمل صالح از پيش بفرستيد ، عملى كه جانهايتان با آن زنده شود ، و زنهار زندگى خود را در آن روز فراموش مكنيد . و چون سبب فراموش كردن نفس فراموش كردن خدا است ، زيرا وقتى انسان خدا را فراموش كرد اسماى حسنى و صفات علياى او را كه صفات ذاتى انسان ارتباط مستقيم با آن دارد نيز فراموش مىكند ، يعنى فقر و حاجت ذاتى خود را از ياد مىبرد ، قهرا انسان نفس خود را مستقل در هستى مىپندارد ، و به خيالش چنين مىرسد كه حيات و قدرت و علم ، و ساير كمالاتى كه در خود سراغ دارد از خودش است ، و نيز ساير اسباب طبيعى عالم را صاحب استقلال در تاثير مىپندارد ، و خيال مىكند كه اين خود آنهايند كه يا تاثير مىكنند و يا متاثر مىشوند .
اينجا است كه بر نفس خود اعتماد مىكند ، با اينكه بايد بر پروردگارش اعتماد نموده ، اميدوار او و ترسان از او باشد ، نه اميدوار به اسباب ظاهرى ، و نه ترسان از آنها ، و به غير پروردگارش تكيه و اطمينان نكند ، بلكه به پروردگارش اطمينان كند .
و كوتاه سخن اينكه : چنين كسى پروردگار خود و بازگشتش به سوى او را فراموش مىكند ، و از توجه به خدا اعراض نموده ، به غير او توجه مىكند ، نتيجه همه اينها اين مىشود كه خودش را هم فراموش كند ، براى اينكه او از خودش تصورى دارد كه آن نيست . او خود را موجودى مستقل الوجود ، و مالك كمالات ظاهر خود ، و مستقل در تدبير امور خود مىداند .
موجودى مىپندارد كه از اسباب طبيعى عالم كمك گرفته ، خود را اداره مىكند ، در حالى كه انسان اين نيست ، بلكه موجودى است وابسته ، و سراپا جهل و عجز و ذلت و فقر ، و امثال اينها . و آنچه از كمال از قبيل وجود ، علم ، قدرت ، عزت ، غنى و امثال آن دارد كمال خودش نيست ، بلكه كمال پروردگارش است ، و پايان زندگى او و نظائر او ، يعنى همه اسباب طبيعى عالم ، به پروردگارش است .
حاصل اينكه « 1 » : علت فراموش كردن خويش فراموش كردن خدا است . و چون چنين بود آيه شريفه نهى از فراموشى خويشتن را به نهى از فراموش كردن خداى تعالى مبدل كرد ، چون انقطاع مسبب به انقطاع سببش بليغتر و مؤكدتر است ، و به اين هم اكتفاء نكرد كه از فراموش كردن خدا نهيى كلى كند ، و مثلا بفرمايد : « و لا تنسوا اللَّه فينسيكم انفسكم - زنهار خدا را
هامش
( 1 ) چون فراموشى واقعى از جانب خدا محال است ، و منظور از اين فراموشى همين است كه شما كه مخلوق ما و مورد توجه ما بوديد ، امروز ديگر مورد اعراض ما قرار داريد . مترجم .