و معناى آيه چنين است : اى كسانى كه ايمان آوردهايد با اطاعت از خدا تقوى به دست آوريد ، اطاعت در جميع اوامر و نواهىاش ، و نفسى از نفوس شما بايد در آنچه مىكند نظر افكند ، و ببيند چه عملى براى روز حسابش از پيش مىفرستد ، آيا عمل صالح است ، يا عمل طالح . و اگر صالح است عمل صالحش شايستگى براى قبول خدا را دارد ، و يا مردود است ؟
و در جمله * ( « وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ » ) * ، براى بار دوم امر به تقوى نموده ، مىفرمايد : علت اينكه مىگويم از خدا پروا كنيد اين است كه * ( « إِنَّ اللَّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ » ) * او با خبر است از آنچه مىكنيد . و تعليل امر به تقوى به اينكه خدا با خبر از اعمال است ، خود دليل بر اين است كه مراد از اين تقوى كه بار دوم امر بدان نموده ، تقواى در مقام محاسبه و نظر در اعمال است ، نه تقواى در اعمال كه جمله اول آيه بدان امر مىنمود ، و مىفرمود : * ( « اتَّقُوا اللَّه » ) * .
پس حاصل كلام اين شد كه : در اول آيه مؤمنين را امر به تقوى در مقام عمل نموده ، مىفرمايد عمل شما بايد منحصر در اطاعت خدا و اجتناب گناهان باشد ، و در آخر آيه كه دوباره امر به تقوى مىكند ، به اين وظيفه دستور داده كه هنگام نظر و محاسبه اعمالى كه كردهايد از خدا پروا كنيد ، چنان نباشد كه عمل زشت خود را و يا عمل صالح ولى غير خالص خود را به خاطر اينكه عمل شما است زيبا و خالص به حساب آوريد .
اينجاست كه به خوبى روشن مىگردد كه مراد از تقوى در هر دو مورد يك چيز نيست ، بلكه تقواى اولى مربوط به جرم عمل است ، و دومى مربوط به اصلاح و اخلاص آن است . اولى مربوط به قبل از عمل است ، و دومى راجع به بعد از عمل . و نيز روشن مىگردد اينكه بعضى « 1 » گفتهاند : « اولى راجع به توبه از گناهان گذشته ، و دومى مربوط به گناهان آينده است » صحيح نيست . و نظير اين قول گفتار بعضى « 2 » ديگر است كه گفتهاند : امر دومى تاكيد امر اولى است و بس .
* ( « وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّه فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ . . . » ) *
كلمه « نسيان » كه مصدر فعل « نسوا » است به معناى زايل شدن صورت معلوم از صفحه خاطر است ، البته بعد از آنكه در صفحه خاطر نقش بسته بود . اين معناى اصلى « نسيان » است ، ولى در استعمال آن توسعه دادند ، و در مطلق روگردانى از چيزى كه قبلا مورد توجه بوده نيز استعمال نمودند . آيه شريفه « وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنْساكُمْ كَما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا وَمَأْواكُمُ النَّارُ وَما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ » « 3 » ، در معناى دوم استعمال
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 265 .
( 3 ) و گفته مىشود : امروز ما شما را فراموش مىكنيم ، همانطور كه شما در دنيا ديدار امروزتان را فراموش كرده بوديد ، در نتيجه منزلگاهتان آتش است ، و از ياوران هيچ قسم ياورى نخواهيد داشت . سوره جاثيه ، آيه 34 .