تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
باشد ، چون چنين چيزى عقلا محال است .
و نيز در همان كتاب به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : ايمان اجزايى دارد كه به هم متصلند ، پس ايمان خود يك خانه است ، هم چنان كه اسلام يك خانه ، و كفر يك خانه است ( و لذا مىگويند : فلان جا دار الايمان است ، يا دار الكفر است ) « 1 » . و در كتاب محاسن به سند خود از ابى عبيده از امام باقر ( ع ) روايت شده كه در ضمن حديثى فرمود : اى زياد ! واى بر تو ، مگر دين بجز حب چيز ديگرى است . مگر نمىبينى كلام خداى را كه مىفرمايد : « إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّه فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ » . آيا به كلام خدا نظر نمىكنيد كه به محمد ( صلوات اللَّه عليه ) فرموده : « حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمانَ وَزَيَّنَه فِي قُلُوبِكُمْ - ايمان را محبوب دلهايتان كرد ، و آن را در دلهايتان بياراست » . و نيز فرموده : « * ( يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ ) * - دوست مىدارند مسلمانانى را كه به سويشان هجرت مىكنند » . آن گاه فرمود : پس دين همان حب است ، و حب هم دين است « 2 » . و در مجمع البيان مىگويد : در حديثى آمده كه بخل و ايمان در قلب هيچ مسلمانى جمع نمىشود ، و همچنين غبار در راه خدا و دود جهنم در جوف مرد مسلمانى جمع نمىشود « 3 » . و در كتاب فقيه آمده كه : فضل بن ابى قره سمندى گفته است : امام صادق ( ع ) به من فرمود : آيا مىدانى « شحيح » كيست ؟ عرضه داشتم : شحيح همان بخيل است . فرمود : نه ، شحيح از بخيل بدتر است ، براى اينكه بخيل به معناى كسى است كه از آنچه خودش دارد بخل مىورزد ، و در راه خدا نمىدهد ، ولى شحيح كسى است كه حتى از آنچه در دست مردم است بخل مىورزد ، نه خودش به كسى چيزى مىدهد ، و نه مىگذارد ديگران بدهند ، و حتى هيچ چيزى در دست مردم نمىبيند ، مگر اينكه آرزو مىكند از آن او مىبود ، چه از حلال و چه از حرام ، و به هيچ رزقى از خداى عز و جل قانع نمىشود « 4 » .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 27 ، ح 1 . ( 2 ) محاسن برقى ، ج 1 ، ص 262 ، ح 327 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 262 . ( 4 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 34 ، ح 9 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 363 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى