تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
و در كتاب توحيد از على ( ع ) روايت شده كه در پاسخ شخصى كه آياتى از قرآن برايش مشتبه شده بود در مورد آيه « * ( فَأَتاهُمُ اللَّه مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ) * أ » كه معناى آمدن خدا چيست ؟ فرمود : يعنى عذابى بر آنان فرستاد « 1 » . و در تهذيب به سند خود از حلبى از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : فىء در آيه شريفه * ( « ما أَفاءَ اللَّه عَلى رَسُولِه مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْه » ) * عبارت است از آن اموالى كه بدون جنگ و خونريزى از دشمن گرفته شده باشد . و كلمه « أنفال » شامل اين قسم غنيمت هم مىشود ، و در حقيقت فىء به منزله انفال است « 2 » . و در مجمع البيان آمده كه منهال بن عمر از على بن الحسين ( ع ) روايت كرده كه فرمود : منظور از ذى القربى و يتامى و مساكين و ابن السبيل در آيه * ( « وَلِذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ » ) * قرباى ما ، و مسكينان ما ، و ابن السبيل ما است « 3 » . مؤلف : اين معنا در تهذيب از سليم بن قيس از امير المؤمنين ( ع ) نيز روايت شده . و در مجمع البيان بعد از نقل روايت منهال گفته است : همه فقهاء گفته‌اند كه منظور آيه ، يتاماى عموم مردم است ، و همچنين مساكين و ابناى سبيل . و اين معنا از ائمه ( ع ) هم روايت شده « 4 » . و در كافى به سند خود از زراره نقل كرده كه از حضرت باقر و حضرت صادق ( ع ) شنيده كه فرمودند : خداى تعالى امور خلق خود را به پيامبرش تفويض نموده تا معلوم كند اطاعتشان چگونه است ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمودند : * ( « ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا » ) * « 5 » . مؤلف : روايات در اين معنا از ائمه اهل بيت ( ع ) بسيار وارد شده ، و مراد از « واگذار نمودن امور خلق » به طورى كه از روايات برمىآيد ، امضايى است كه خداى تعالى از تشريعات رسول خدا ( ص ) نموده ، و اطاعت آن جناب را در آن تشريعات واجب ساخته ، و ولايت و سرپرستى مردم را به آن جناب واگذار نموده . اين است معناى تفويض نه اينكه از خود سلب اختيار نموده ، و امور را به كلى به آن جناب واگذار كرده
هامش
( 1 ) التوحيد ، ص 266 . ( 2 ) تهذيب الاحكام ، ج 4 ، ص 133 ، ح 5 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 261 . ( 4 ) تهذيب ، ج 4 ، ص 126 ، ح 3 . ( 5 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 266 ، ح 3 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 362 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى