تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
خرماى آنان را قطع كنند . يهوديان به جزع در آمدند ، و گفتند : اى محمد ! مگر خداى تعالى تو را امر به فساد كرده ، اگر اين درختان از تو شد بگذار سالم از آن تو باشد ، و اگر از ما است چرا قطع مىكنى . يهوديان وقتى چنين ديدند گفتند : اى محمد ! ما حاضريم از سرزمين تو بيرون شويم ، به شرطى كه اموال ما را به ما بدهى . حضرت فرمود : اين كار را نمىكنم ، و ليكن به شما اجازه مىدهم از اموالتان آن مقدار را كه شتران شما حمل كند با خود ببريد . يهوديان قبول نكردند ، و چند روزى هم ماندند ، آن گاه گفتند مىرويم ، و به مقدار بار شتران از اموال خود مىبريم . فرمود : نه بايد برويد و هيچ چيز با خود نبريد ، هر كس از شما را ببينيم كه با خود چيزى مىبرد او را خواهيم كشت . يهوديان از قلعه هاى خود بيرون شده ، جمعى از ايشان به فدك ، و جمعى به وادى القرى ، و گروهى به شام رفتند . در اين باره بود كه آيات زير نازل شد : * ( « هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * . . . * ( فَإِنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ » ) * . و در باره اعتراضى كه يهوديان به آن جناب در مورد قطع اشجار كرده بودند ، فرمود : * ( « ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّه ) * . . . رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ » ) * . و در باره عبد اللَّه بن ابى ، و همفكرانش اين آيه نازل شد : * ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا ) * . . . * ( ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ » ) * « 1 » . و در مجمع البيان از ابن عباس روايت آورده كه گفت : رسول خدا ( ص ) مردم بنى النضير را محاصره كرد ، به طورى كه كاملا در چنگال او قرار گرفتند ، و به ناچار حاضر شدند هر چه آن جناب خواست بدهند ، و در آخر اين طور با ايشان مصالحه كرد كه جان خود را سالم برگرفته از سرزمين و وطن خود بيرون شوند ، و ايشان را به اذرعات شام گسيل بدارد . و براى هر سه نفر از ايشان يك شتر و يك مشك آب داد . يهوديان به اذرعات شام ، و به اريحا رفتند ، مگر دو خانواده از آنان يكى خانواده ابى الحقيق ، و يكى خانواده حى بن اخطب ، كه به خيبر رفتند . و طايفه اى هم خود را به حيره رساندند « 2 » . و نيز در همان كتاب از محمد بن مسلمه روايت آورده كه گفت : رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 358 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 257 و 258 .