تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مىفرمايد : « وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ » « 1 » . و اما غلبه از حيث طبيعتى كه ايمان به خدا و رسول دارد ، دليلش اين است كه ايمان مؤمن به طور مطلق و بدون هيچ قيدى او را به دفاع از حق و قيام در برابر باطل دعوت مىكند ، چنين كسى معتقد است كه اگر كشته شود رستگار مىگردد ، و اگر هم بكشد رستگار مىشود ، و ثبات و مقاومت او در دفاع از حق مقيد به هيچ قيدى ، و محدود به هيچ حدى نيست ، به خلاف كسى كه اگر از حق دفاع مىكند نه بدان جهت است كه حق است ، بلكه بدان جهت است كه هدفى از اهداف دنيايى او را تامين مىكند ، چنين كسى در حقيقت از خودش دفاع كرده ، و به همين دليل اگر ببيند كه مشرف به هلاكت شده ، و يا نزديك است گرفتار خطرى شود ، پا به فرار مىگذارد . پس دفاع او از حق شرط و حدى دارد ، و آن شرط سلامتى نفس و آن حد تامين منافع خودش است ، و اين واضح است كه عزيمت بىقيد و شرط ، بر چنين عزيمتى مقيد و مشروط ، غالب مىشود . يكى از شواهدش جنگهاى پيامبر اسلام است كه مسلمانان در عين نداشتن عده و عده همواره غلبه مىكردند ، و جنگها جز به پيشرفت مسلمانان خاتمه نمىيافت « 2 » . و اين غلبه و فتوحات اسلامى متوقف نشد ، و جمعيت مسلمين به تفرقه مبدل نگشت ، مگر وقتى كه نياتشان فاسد ، و سيرت تقوا و اخلاصشان در گسترش دين حق ، به قدرتطلبى و گسترش و توسعه مملكت ( و در نتيجه حكمرانى بر انسانهايى بيشتر ، و به دست آوردن اموال زيادتر ) مبدل شد ، در نتيجه آن فتوحات متوقف گرديد . آرى ، خداى تعالى هرگز نعمتى را كه به مردمى داده تغيير نمىدهد ، مگر وقتى كه مردمى نياتشان را تغيير دهند ، و خداى تعالى در آن روزى كه دين مسلمانان را تكميل نمود و از شر دشمنان ايمنشان ساخت ، با آنان شرط كرد
هامش
( 1 ) براى هر امتى رسولى است همين كه رسولشان بيايد ، خداى تعالى در بينشان به عدالت حكم راند ، و ستمى نبينند . سوره يونس ، آيه 47 . ( 2 ) شخصى از مترجم پرسيد آوردن ضمير « أنا » و به دنبال آن كلمه « رسلى » در آيه مورد بحث چه نكته اى را افاده مىكند ، و با اينكه مىتوانست بفرمايد : « من و رسولانم غالبيم » چرا فرمود : * ( « لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي » ) * نكته اى كه به ذهنم رسيد اين بود كه در عبارت اول رسولان در مقابل خداى تعالى قرار مىگرفتند با آوردن ضمير « أنا » خواست بفرمايد اينكه گفتم « من غالبم » منظورم من و همه كارگردانان درگاهم است ، پس جمله * ( « أَنَا وَرُسُلِي » ) * احتمالا مىتواند بدل باشد از ضميرى كه در كلمه « أغلبن » مستتر است و بخواهد اتصال رسولان به خداى تعالى را برساند . و به همين جهت باز احتمالا مىتوان گفت كه معناى « رسلى » منحصر در فرستادگان بشرى خدا نباشد بلكه معنايش همه فرستادگان خدا باشد چه بشرى و چه ملكى و خلاصه بخواهد بفرمايد من و كارگردانان درگاهم بطور قطع غالبيم مترجم .