كه ضررش دامنگير ديگران مىشود ، و گناهان مربوط به حق الناس است كه مردم از آن متضرر و متاذى مىشوند . و اين دو قسم هر دو از موارد معصيت اللَّه است . و سومى كه معصيت الرسول باشد عبارت است از اعمالى كه مخالفت با خدا نيست ، اعمالى كه از نظر شرع جائز است ، و رسول خدا ( ص ) از طرف خداى تعالى در باره آنها نه امرى فرموده و نه نهيى كرده ، ليكن از طرف خودش و به منظور تامين مصالح امت دستورى صادر فرموده ، مانند نجوايى كه مشتمل بر معصيت خدا نيست ، ليكن رسول خدا ( ص ) كه ولى امت است ، و از خود امت اختياراتش در امور مربوط به امت بيشتر است ، دستور داده كه از آن اجتناب ورزند .
بنا بر اين ، نجوى دو قسم مىتواند باشد ، يكى اصل اين عمل ، صرفنظر از اينكه معصيت خدا باشد يا نباشد ، كه آيه شريفه * ( « الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْه » ) * مرتكبين آن را مذمت و توبيخ مىكرد ، و مىفرمود كه مسلمين از اين عمل نهى شدهاند . و دوم آن نجوايى كه مشتمل بر انواعى از گناهان باشد كه آيه مورد بحث از آن نهى و مرتكبين آن را مذمت و توبيخ مىكند ، و اين مرتكبين عبارتند از منافقين و بيماردلان از مؤمنين كه بسيار نجوى مىكردند ، و با اين عمل خود مؤمنين را ناراحت و اندوهگين مىساختند .
بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : منافقين با يهوديان نجوى و رازگويى مىكردند ، و با اين عمل خود مؤمنين را اندوهگين ، و ايجاد دلهره و فزع مىنمودند ، و در تصميمهاى آنان وهن و سستى ايجاد مىكردند . اما به نظر ما اين نظريه درست نيست ، براى اينكه ظاهر آيه * ( « الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى . . . » ) * ، اين است كه منظور مسلمين هستند ، كه از نجوى نهى شدهاند .
* ( « وَإِذا جاؤُكَ حَيَّوْكَ بِما لَمْ يُحَيِّكَ بِه اللَّه » ) * - يعنى و چون نزد تو مىآيند درودى به تو مىفرستند كه خدا آن طور درودى به تو نفرستاده ، چون درود و تحيت خدا سلام است ، كه تحيتى است مبارك و طيب ، ولى آنها ( يهوديان ) سلام نمىكردند ، وقتى نزد رسول خدا ( ص ) مىآمدند مىگفتند « السام عليك » و كلمه « سام » به معناى مرگ است ، و طورى وانمود مىكردند كه گفتهاند : « السلام عليك » - اين نظريه جمعى از مفسرين است . ولى با ظاهر آيه خيلى سازگار نيست ، براى اينكه ضمير « اذا جاؤك » و « حيوك » به موصولى برمىگردد كه در جمله * ( « الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى » ) * است ، و خواننده توجه فرمود كه اين جمله به روشنى نمىتواند شامل يهود باشد .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 250 .