تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
يك انسانى مجسد چهار نفر كند ، زيرا خداى سبحان منزه از جسميت و برى از ماديت است . توضيح اينكه : مقتضاى وحدت سياق اين است كه : منظور از دو استثناى * ( « إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ » ) * و * ( « إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ » ) * يك چيز باشد ، و در هر دو بخواهد بفهماند چيزى بر خدا پوشيده نيست . پس در حقيقت برگشت معناى اين دو استثناء به يك استثناء است ، و آن * ( « إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ » ) * است . و اين معيت يا معيت علمى است ، و معنايش اين است كه : خدا در هر حال مشارك ايشان است در آگاهى . و يا معيت وجودى است ، و معنايش اين است كه : هر جا قومى فرض شود كه مشغول نجوى هستند ، خداى تعالى همانجا هست ، و شنوا و داناى به سخنان ايشان است . و منظور از جمله * ( « أَيْنَ ما كانُوا » ) * اين است كه مطلب را از نظر مكان عموميت دهد ، و بفهماند وقتى معيت خدا با اهل نجوى معيت علمى است ، نه نزديكى جسمانى ، ديگر تفاوت نمىكند كه آن مكان نزديك باشد يا دور . پس هيچ مكانى از خداى سبحان خالى نيست ، در عين اينكه او در مكان نمىگنجد . از آنچه گذشت اين معنا هم روشن مىشود كه مفاد آيه مورد بحث - يعنى چهارمى بودن خدا براى سه نفر اهل نجوى ، و ششمى بودنش براى پنج نفر اهل نجوى - منافاتى با آيه شريفه « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه ثالِثُ ثَلاثَةٍ » « 1 » كه مىفرمايد : « آنها كه معتقدند خدا سومى سه خدا است كافر شدند » ندارد ، چون در ذيل اين آيه مفصلا بيان كرديم كه منظور صاحبان اين عقيده اين بوده كه خدا واحدى است عددى كه با انضمام دو خداى ديگر مىشوند سه خدا ، و حال آنكه وحدت خدا عددى نيست ، او احدى الذات است ، و محال است چيزى غير او با او فرض شود تا دوم او باشد . پس مراد از چهارمى بودن خدا براى سه نفر اهل نجوى و ششمى بودنش براى پنج نفر ، همين است كه گفتيم : او عالم به سخنان سرى ايشان است . آنچه از نظر آنان سرى شمرده مىشود براى خدا عز و جل مكشوف و ظاهر است . منظور اين است ، نه اينكه خدا مانند اهل نجوى وجودى محدود دارد ، وجودى كه دومى و سومى هم برايش فرض مىشود ، تا بپرسى چرا در آيه سوره مائده گويندگان به اينكه خدا ثالث ثلاثه است را كافر خوانده ، و آن گاه خودش را در اين آيه چهارمى سه نفر اهل نجوى ، و ششمى پنج نفر آنان معرفى كرده است . * ( « ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ » ) * - يعنى روز قيامت اهل نجوى را به حقيقت هر
هامش
( 1 ) سوره مائده ، آيه 73 .