ايمان آورد ، همين كه جعفر خواست برگردد جمعى از افرادى كه به دعوت اسلام ايمان آورده بودند و از اهل مملكت نجاشى بودند و عده شان به چهل نفر مىرسيد به نجاشى گفتند : به ما اجازه بده به ديدن اين پيامبر برويم و به دست وى اسلام آوريم .
اين جمع به اتفاق جعفر آمدند ، و از نزديك ، شدت فقر و تنگدستى مسلمين را ديدند ، و از رسول خدا ( ص ) اجازه ديدار خواسته به شرف حضورش نايل شده گفتند : يا نبى اللَّه ما داراى ثروت بسيارى هستيم ، و ما شدت فقر مسلمانان را ديديم ، اگر اجازه دهى به وطن خود برگرديم و اموال خود را با خود آورده با مسلمانان در آن اموال مواسات كنيم ، رسول خدا ( ص ) اجازه داده نامبردگان برگشته اموال خود را با خود آوردند ، و در بين مسلمانان تقسيم كردند ، و خداى تعالى اين آيه را در باره عمل آنان نازل كرد : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِه هُمْ بِه يُؤْمِنُونَ . . . وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » كه منظور از انفاق همان مواساتى است كه با مسلمانان كردند .
اين آيه و مخصوصا جمله « أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا » به گوش بقيه اهل كتاب كه به اسلام ايمان نياورده بودند رسيد ، به اصطلاح سوژه اى به دست آورده به مسلمانان روى آوردند كه به حكم اين آيه هر كس از ما به كتاب شما ايمان بياورد دو تا اجر دارد ، يكى اجر ايمان به قرآن ، و يكى هم اجر ايمان به كتابهاى آسمانى قبل از قرآن ، و هر كس ايمان نياورد تنها يك اجر دارد ، پس ما كه اسلام نياوردهايم يك اجر داريم ، و شما هم كه قبلا اهل كتاب نبوديد و تنها اسلام را قبول كردهايد يك اجر داريد ، پس ديگر چه مزيتى بر ما داريد ؟
در پاسخ اين گفتار اهل كتاب آيه زير نازل شد كه مىفرمايد : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَآمِنُوا بِرَسُولِه . . . » ) * ، و به حكم آن براى مسلمانان نيز دو اجر قرار داد ، به اضافه نور و مغفرت ، و در آخر فرمود : * ( « لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ » ) * تا اهل كتاب بدانند كه اشتباه كردهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 244 .