تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
بيان كرد ، و طايفه سوم را نام نبرد ، دأب قرآن و رسم آن است ، كه در بسيارى از مواردى كه متعرض بيان حال مردم در قيامت مىشود طبقه سوم را نام نمىبرد و بيان نمىكند ، كه اين طبقه چه وضعى دارند . چون مىخواهد اين طايفه را در ميان خوف و رجاء نگه دارد ، و خوف و رجاى آنان را تحريك كند ، تا به اين وسيله تشويق و تحريك شوند به اطاعت از خدا و رسول و به دست آوردن سعادت خود ، و اجتناب بورزند از تمرد ، و در نتيجه از هلاكت . و به همين جهت دنبال آيه مورد بحث به مذمت زندگى دنيا پرداخته ، دنيايى كه عده اى را وادار كرد از انفاق در راه خدا امتناع بورزند ، و بعد از مذمت دنيا دعوتشان كرده به اينكه به سوى مغفرت و جنت سبقت گيرند ، و سپس اشاره كرده به اينكه آنچه مصيبت بر سرشان مىآيد چه مصيبتهاى مالى و چه جانى همه در كتابى از سابق نوشته شده ، و قضايش رانده شده بود ، پس جا دارد كه هيچگاه از فقر نترسند ، و ترس از فقر ايشان را از انفاق در راه خدا باز ندارد ، و به بخل و امساك واندارد ، و نيز از مرگ و كشته شدن در راه خدا نهراسند ، و ترس از آن ، ايشان را به تخلف از جنگ و تقاعد ورزيدن از پيكار واندارد .
* ( « اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكاثُرٌ فِي الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ . . . » ) * كلمه « لعب » به معناى بازى نظامدارى است ( كه دو طرف بازى به نظام آن آشنايى دارند ، مانند الكدولك و نظاير آن ) كه اطفال به منظور رسيدن به غرضى خيالى آن را انجام مىدهند . و كلمه « لهو » به معناى هر عمل سرگرم كننده اى است كه انسان را از كارى مهم و حياتى و وظيفه اى واجب باز بدارد . و كلمه « زينت » به اصطلاح علم صرف « بناى نوع » است ، يعنى مىفهماند كه مثلا فلانى به نوعى مخصوص خود را آراسته ، و چه بسا منظور از آن وسيله آرايش باشد ، و به اين منظورش استعمال كنند و « آرايش » ، عبارت از آن است كه چيز مرغوبى را ضميمه چيز ديگرى كنى تا مردم به خاطر جمالى كه از اين ضميمه حاصل شده مجذوب آن چيز شوند ، ( مثلا آرايش زنان عبارت از اين است كه زن با طلا و جواهرات و يا رنگهاى سرخ و سفيدى خود را جلوه دهد ، و از ضميمه كردن آنها به خود جمالى كسب كند ، به طورى كه بيننده مجذوب جمال او شود ) . و « تفاخر » به معناى مباهات كردن به حسب و نسب است . و « تكاثر در اموال و اولاد » به اين معنا است كه شخصى به ديگرى فخر بفروشد كه من مال و فرزند بيشترى دارم . و زندگى دنيا عرضى است زائل ، و سرابى است باطل كه از يكى از خصال پنجگانه