تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
و در اين آيه شريفه عتابى است به مؤمنين به خاطر قساوتى كه دلهايشان را گرفته ، و در مقابل ذكر خدا خاشع نمىشود ، حقى هم كه از ناحيه او نازل شده آن را نرم نمىكند ، و در آخر حال ايشان را به حال اهل كتاب تشبيه مىكند ، كه كتاب خدا بر آنان نازل شد ، و در اثر آرزوهاى طولانى دلهايشان دچار قساوت گرديد . * ( « وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ » ) * - اين قسمت از آيه عطف است بر جمله * ( « أَنْ تَخْشَعَ . . . » ) * و معناى آيه اين است كه : آيا وقت آن نرسيده كه * ( « تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ » ) * دلهايشان خاشع شود * ( « وَلا يَكُونُوا » ) * و مانند اهل كتاب نباشند . . . ، و كلمه « أمد » به معناى زمان است . راغب مىگويد : فرق بين « زمان » و « أمد » اين است كه زمان عام است ولى أمد به معناى زمان خاصى است ، أمد عبارت است از لحظه اى كه عمر و مهلت چيزى به سر مىرسد ، ولى زمان به معناى از آغاز تا انجام عمر آن است . و لذا بعضى گفته‌اند : كه دو كلمه « مدى » و « أمد » معنايى نزديك بهم دارند « 1 » . خداى تعالى با اين كلام خود به اين حقيقت اشاره نموده كه دلهاى مسلمانان مانند دلهاى اهل كتاب دچار قساوت شده ، و قلب قاسى از آنجا كه در مقابل حق خشوع و تاثر و انعطاف ندارد ، از زى عبوديت خارج است ، و در نتيجه از مناهى الهى متاثر نمىشود ، و با بىباكى مرتكب گناه و فسق مىشود ، و به همين مناسبت در آيه شريفه در رديف جمله * ( « فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ » ) * جمله * ( « وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ » ) * را آورد . * ( « اعْلَمُوا أَنَّ اللَّه يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها . . . » ) * در اينكه دنبال آن عتاب كه به مؤمنين كرد ، و بر قساوت قلب ملامتشان نمود اين تمثيل را آورده كه خدا زمين مرده را زنده مىكند ، تقويتى است از حس اميد مؤمنين و ترغيبى است به خشوع . ممكن هم هست اين جمله را تتمه همان عتاب سابق گرفت ، و گفت : اين جمله مىخواهد مؤمنين را متوجه كند به اينكه خداى تعالى اين دين را به حال خود وا نمىگذارد ، كه مردم هر عكس العملى نشان دادند خداى تعالى عكس العملى نشان ندهد ، بلكه همواره مراقب آن است اگر ببيند جمعى از مؤمنين دچار قساوت قلب شده‌اند ، و ديگر در برابر اوامر او خاشع و تسليم نيستند ، دلهايى زنده و خاشع پديد مىآورد تا او را آن طور كه خودش مىخواهد
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « أمد » .