بيان آيات
اين قسمت از آيات سوره همان هدف و غرضى را دنبال مىكند كه قسمت قبلى دنبال مىكرد ، و آن تشويق و ترغيب به ايمان به خدا و رسول او و انفاق در راه خدا بود ، البته در ضمن ، مؤمنين را عتاب مىكند كه چرا بايد علائم و نشانه هايى از قساوت قلب از ايشان بروز كند ، و به منظور تاكيد در تحريك و تشويق به انفاق درجه انفاقگران نزد خدا را بيان نموده ، و با اين لحن دستور به انفاق مىدهد . كه : هان ! بشتابيد به مغفرت و جنت . و نيز دنيا و اهل دنيا را كه بخل مىورزند ، و مردم را هم به بخل مىخوانند مذمت مىكند .
و در خلال آيات ، ناگهان سياق را كه مخصوص مسلمانان بود به سياقى تغيير داده كه شامل مسلمين و اهل كتاب هر دو بشود ، و به زودى توضيحش خواهد آمد .
* ( « ألَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه وَما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ . . . » ) *
كلمه « يان » در اصل « يانى » ( مضارع أنى ) بوده ، به خاطر حرف « لم » كه كارش جزم دادن است حرف « ياء » از آن افتاده ، و اين ماده به معناى رسيدن وقت هر چيز است ، و خشوع قلب آن تاثيرى است كه قلب آدمى در قبال مشاهده عظمت و كبريايى عظيمى به خود مىگيرد ، و منظور از ذكر خدا هر چيزى است كه خدا را به ياد آدمى بيندازد ، و منظور از * ( « ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ » ) * قرآن است ، كه از ناحيه خداى تعالى نازل شد ، و كلمه « من الحق » براى بيان آن نازل شده است ، و آيه شريفه مىخواهد بفرمايد : شان ياد خدا چنين شانى است ، كه هر گاه نزد مؤمن به ميان آيد بلادرنگ دنبالش خشوعى در دل مؤمن مىآيد ، هم چنان كه حق نازل از ناحيه خدا هم ، چنين شانى دارد ، كه در دل كسانى كه به خدا و رسولان او ايمان دارند ايجاد خشوع مىكند .
بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از ذكر خدا و آن حقى كه نازل شده قرآن است ، و بنا به گفته وى بردن نام قرآن با وصف حق بودنش و ذكر خدا بودنش اشاره به اين است كه هر يك از اين دو وصف قرآن كافى است كه مؤمن را به خشوع وادارد ، پس قرآن بدين جهت كه ذكر خداست مقتضى خشوع است ، هم چنان كه بدين جهت كه حق است و از ناحيه خدا نازل شده مقتضى خشوع است .
هامش
( 1 ) تفسير ابى السعود ، ج 8 ، ص 208 .