تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
ترجمه آيات به خدا و رسولش ايمان آوريد ، و از آنچه ما از دست ديگران گرفته به شما داديم انفاق كنيد ، پس كسانى كه از شما ايمان بياورند و انفاق كنند اجرى بزرگ خواهند داشت ( 7 ) . و چرا به خدا و رسول ايمان نياوريد ، با اينكه رسول شما را مىخواند به اينكه به پروردگارتان ايمان بياوريد ، و با اينكه او از شما پيمان گرفته بود ، اگر به پيمان خود ايمان داريد ( 8 ) . او كسى است كه آياتى روشن بر بنده خود نازل كرد ، تا شما را از ظلمتها به سوى نور بيرون كند ، و به درستى خدا نسبت به شما رؤوف و رحيم است ( 9 ) . و چرا بايد در راه خدا انفاق نكنيد ؟ ! با اينكه ميراث آسمانها و زمين از آن خدا است ، و از شما آنان كه قبل از فتح انفاق كردند و كارزار نمودند با ديگران برابر نيستند ، آنان درجه اى عظيمتر دارند ، تا كسانى كه بعد از فتح انفاق نموده و كارزار كردند ، البته خدا به هر دو طايفه وعده احسان داده ، و خدا به آنچه مىكنيد آگاه است ( 10 ) . آن كيست كه قرض خوبى به خدا دهد ، و خدا آن را برايش مضاعف كند ، و خدا اجرى ارجمند دارد ( 11 ) . و آن در روزى است كه مردان و زنان مؤمن را مىبينى كه نورشان از پيش رو و از دست راستشان در حركت است ، بشارت باد شما را در امروز به جناتى كه نهرها از دامنه اش روان است ، و شما در آن جاودانيد ، و اين خود رستگارى عظيم است ( 12 ) . و در روزى است كه مردان و زنان منافق به مردم با ايمان بگويند : كمى مهلت دهيد تا برسيم ، و از نور شما اقتباس كنيم . به ايشان گفته مىشود به عقب برگرديد ، به زندگى دنيايتان ، و از آنجا نور بياوريد ، در همين هنگام است كه ديوارى ميان اين دو طايفه زده مىشود كه در باطنش ( طرف مؤمنين ) رحمت و در ظاهرش ( سمت منافقين ) عذاب است ( 13 ) . منافقين به مؤمنين مىگويند كه مگر ما با شما نبوديم ؟ جواب مىدهند : چرا بوديد و ليكن شما خود را فريفتيد و هلاك كرديد ، چون همواره در انتظار گرفتاريها براى دين و متدينين بوديد ، و در حقانيت دين شك داشتيد ، و آرزوى اينكه به زودى نور دين خاموش مىشود شما را مغرور كرد ، تا آنكه مرگتان رسيد ، و بالأخره شيطان شما را به خدا مغرور كرد ( 14 ) . در نتيجه ديگر امروز از شما و از كفار فديه و عوض پذيرفته نمىشود ، منزلگاهتان آتش و سرپرست شما همان است ، كه بازگشت گاهى بس بد است ( 15 ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 264 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى