تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
« يحيى و يميت » - اين دو جمله اشاره است به دو نام از نامهاى خداى تعالى يعنى زنده كننده و ميراننده ، ( محيى و مميت ) و اگر خود اسم را نياورد ، و به جاى آن فعل مضارع آورد ، براى اين بود كه اشاره كرده باشد به شمول و عموميت آن نسبت به هر احياء و هر اماته ، تا در نتيجه شامل ايجاد ملائكه هم بشود ، چون حيات ملائكه مسبوق به مرگ نيست ، و نيز زنده كردن جنين در شكم مادرش ، و زنده كردن مردگان در روز قيامت ، و پديد آوردن جمادات مرده كه قبلا زنده نبودند ، تا ميراندن در باره آنها صادق باشد ، و ميراندن انسان در دنيا و براى بار دوم در برزخ كه آيه شريفه « رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ » « 1 » به آن اشاره دارد ، علاوه بر اين ، در تعبير به مضارع دلالت بر استمرار نيز هست . * ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * - اين جمله اشاره دارد به صفت قدرت خداى تعالى ، و اينكه قدرت او مطلق است ، و مقيد به چيزى دون چيزى نيست ، و اگر در آخر آيه مورد بحث اين جمله را گنجاند ، براى مناسبتى بود كه با مساله احياء و اماته داشت ، چون ممكن بود كسى توهم كند كه چطور ممكن است خداى تعالى مرده اى را كه نه عينى از آن بجا مانده و نه اثرى ، زنده كند ؟ و جمله مذكور اين توهم را دفع نموده مىفرمايد : او بر هر چيزى قادر است .
* ( « هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » ) * بعد از آنكه معلوم شد كه خداى تعالى بر هر چيزى كه فرض شود قادر است ، قهرا با احاطه قدرتش به هر چيزى از هر جهت محيط هم هست ، پس هر چيزى كه فرض شود اول باشد خدا قبل از آن چيز بوده ، پس او نسبت به تمام ماسواى خود اول است ، نه آن چيزى كه ما اولش فرض كرديم ، و همچنين هر چيزى كه ما آخرينش فرض كنيم خداى تعالى بعد از آن هم خواهد بود ، چون گفتيم قدرتش احاطه به آن چيز دارد ، هم به ما قبلش و هم به ما بعدش ، پس آخر خدا است ، نه آن چيزى كه ما آخرينش فرض كرديم ، و هر چيزى را كه ما ظاهر فرض كنيم خدا ظاهرتر از آن است به خاطر احاطه اى كه قدرتش بر آن چيز دارد ، و چون احاطه دارد پس از جهت ظهور هم ما فوق آن است ، پس خدا ظاهر است ، نه آن چيزى كه ما ظاهرش فرض كرديم ، و همچنين هر چيزى كه باطن فرض شود خدا به خاطر احاطه قدرتش بر آن باطنتر از آن است ، و ما وراى آن قرار دارد ، چون او است كه آن چيز را باطن كرده ، پس باطن هم
هامش
( 1 ) ( كافران در روز قيامت گويند : ) پروردگارا ! تو ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى . سوره مؤمن ، آيه 11 .