تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
است ذكر كرد ، و همه سوره هايى كه با تسبيح خدا آغاز شده ، يعنى سوره حشر ، صف ، جمعه و تغابن ، كه بعضى با كلمه « سبح » و بعضى ديگر با كلمه « يسبح » آغاز شده‌اند ، نظير سوره مورد بحث است .
* ( « سَبَّحَ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * تسبيح كه مصدر فعل « سبح » است ، به معناى منزه داشتن است ، و منزه داشتن خدا به اين است كه هر چيزى را كه مستلزم نقص و حاجت و ناسازگارى با ساحت كمال او باشد از ساحت او نفى كنى ، و معتقد باشى كه خداى تعالى داراى چنين صفات و اعمالى نيست ، و كلمه « ما » در جمله مورد بحث موصوله است ، و مراد از آن تمامى موجوداتى است كه در آسمانها و زمين هستند ، چه آنها كه مانند ملائكه و جن و انس داراى عقل و شعورند ، و چه آنهايى كه چون جمادات فاقد عقلند ، و اگر بگويى كلمه « ما » راجع به موجودات فاقد عقلند ، ( و در فارسى به « چيزى » ترجمه مىشود ) ، و على القاعده بايد شامل عقلا نشود ، در پاسخ مىگوييم : بلى همين طور است ، ليكن در جايى كه قرينه اى باشد كه بفهماند منظور از كلمه « ما » عقلا و غير عقلا هر دو است ، اشكالى ندارد ، و در آيه مورد بحث قرينه اى كه دلالت كند بر اينكه منظور عموم موجودات است چه عقلا و چه غير عقلا وجود دارد ، و آن قرينه اين است كه اسمايى از خداى سبحان بر مىشمارد كه مخصوص عقلا است ، مانند « احياء » و « علم بذات الصدور » ، يعنى علم و آگاهى به نيتهايى كه در درون دلها است و معلوم است كه اين دو صفت مربوط به موجودات داراى شعور ، و صفت دوم مربوط به عقلا است . پس معناى آيه اين شد كه : تمامى موجوداتى كه در آسمانها و زمين است ، و خلاصه تمامى عالم ، خداى سبحان را منزه مىدارد . و مراد از تسبيح خداى تعالى حقيقت معناى تسبيح است ، نه اينكه خواسته باشد به طور مجاز نسبت تسبيح به آنها داده باشد ، يعنى خواسته باشد بفرمايد : هر موجود كه در آسمانها و زمين است با هستى خود دلالت مىكند بر اينكه پديد آورنده اى منزه از هر نقص و متصف به كل كمال دارد ، و نه اينكه خواسته باشد به طور عموم مجاز نسبت تسبيح به آنها داده باشد ، يعنى بفهماند كه تمامى موجودات دلالت دارند بر نزاهت خداى تعالى از هر نقص و عيب . چيزى كه هست عقلاى از موجودات اين دلالت را با زبان سر ايفا مىكنند و مىگويند : « سبحان اللَّه سبحان اللَّه » و يا به فارسى مىگويند : « خدا منزه از هر نقص و حاجت است » و غير عقلا اين دلالت را به لسان حال ايفا مىكنند ، بلكه همانطور كه گفتيم معناى حقيقى كلمه منظور است ، و موجودات چه عقلا و چه غير عقلا همه خدا را به تمام معنى الكلمه و به حقيقت معنى الكلمه تسبيح مىگويند ، بدليل اينكه در جاى