يك مخلوق زنده از عوامل ويرانگر شكست نمىخوريم ، و چنان نيست كه حياتى دائمى به شما افاضه كنيم ، ولى آن اسباب بر اراده ما غلبه كنند ، و حياتى را كه ما خواستهايم هميشه باشد ، باطل سازند .
« عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ » كلمه « على » متعلق است به جمله « قدرنا » ، و جمله جار « على » و مجرور « ان نبدل » در واقع حال است براى « قدرنا » ، و معنايش اين است كه : ما مرگ را بين شما مقدر كرديم ، در حالى كه آن مرگ بر اين اساس تقدير شد كه جا براى امثال شما باز شود ، و ديگران جاى شما را بگيرند ، و شما را در خلقتى ديگر كه نمىدانيد در آوريم .
و كلمه « امثال » جمع مثل - به كسره ميم و سكون ثاء - است ، و مثل هر چيزى عبارت است از چيزى كه در نوعيت با آن يكى باشد ، و ساده تر بگويم : فردى ديگر از نوع آن باشد مانند زيد كه مثل عمرو است ، يعنى فردى ديگر از نوع انسان است ، و مراد از جمله « أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ » اين است كه : شما را با امثالى از بشر تبديل كنيم ، و يا امثال شما را بجاى شما تبديل كنيم ، و به هر حال معناى آن اين است كه : جماعتى از بشر را با جماعتى ديگر ، نسلى را با نسلى ديگر عوض و تبديل كنيم ، اخلاف بيايند و جاى اسلاف را بگيرند .
كلمه « ما » در جمله « وَنُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ » موصوله است ، و مراد از آن خلقت است ، و جمله عطف است بر جمله « نبدل » ، و تقدير كلام چنين است : « على ان نبدل امثالكم و على ان ننشئكم » يعنى ما مرگ را بر اين اساس مقدر كرديم كه نسلى ديگر مثل شما را جايگزين شما كنيم ، و بر اين اساس كه به شما خلقتى ديگر دهيم كه نمىدانيد چگونه است ، و آن خلقت ديگر عبارت است از هستى آخرتى كه از جنس هستى ناپايدار دنيا نيست .
و حاصل معناى دو آيه اين است كه : مرگ در بين شما به تقديرى از ما مقدر شده ، نه اينكه ناشى از نقصى در قدرت ما باشد ، به اين معنا كه ما نتوانيم وسيله ادامه حيات را براى شما فراهم كنيم و نه اينكه اسباب ويرانگر و مرگ و ميرآور بر اراده ما غالب شده ، و ما را در حفظ حيات شما عاجز كرده باشد ، بلكه خود ما شما را بر اين اساس آفريديم كه پس از أجلى معين بميريد ، چون خلقت ما بر اساس تبديل أمثال است يعنى طبقه اى بميرند ، و جا براى طبقه اى ديگر باز كنند ، اسلاف را بميرانيم و اخلاف را به جاى آنان بگذاريم ، و نيز بر اين اساس است كه بعد از مردن شما خلقتى ديگر وراى خلقت ناپايدار دنيوى به شما بدهيم ، پس مرگ عبارت است از انتقال از خانه اى به خانه اى ديگر ، و از خلقتى به خلقتى بهتر ، نه اينكه