ذلتشان هويدا بود ، ولى در قيامت اثر از عزت كفار و فساق و نشانه اى از ذلت متقين نمىماند .
* ( « إِذا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجًّا » ) * كلمه « رج » كه از ماده « راء ، جيم ، جيم » است ، به معناى تكان دادن به شدت چيزى است ، و در اين آيه منظور از آن زلزله قيامت است ، كه خداى سبحان در آيه « إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ » « 1 » آن را بس عظيم توصيف كرده ، در خود آيه مورد بحث نيز با آوردن كلمه « رجا » همين عظمت را فهمانده ، چون معمولا آوردن مفعول مطلق براى افاده اين گونه نكته ها است ( وقتى مىگويى : من فلان كس را زدم و چه زدنى معنايش اين است كه نحوه زدنم طورى بود كه ديگر قابل بيان نيست ) در آيه مورد بحث نيز مىفرمايد : چون زمين زلزله مىشود زلزله اى كه شدتش قابل وصف نيست ، و جمله مورد بحث بدل از جمله * ( « إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ » ) * ، و يا عطف بيان براى آن است ، به هر حال در مقام توضيح آن است .
* ( « وَبُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا » ) * اين آيه عطف است بر كلمه « رجت » ، و كلمه « بس » - با تشديد سين - به معناى خرد كردن است ، يعنى جسمى را كه داراى حجمى بوده آن قدر بكوبى تا مانند آرد به صورت ذراتى در آيد .
بعضى « 2 » هم گفتهاند : كلمه « بس » به معناى به راه انداختن چيزى است ، در حقيقت « بس جبال » ، همان معنايى را مىرساند كه آيه شريفه « وَسُيِّرَتِ الْجِبالُ » « 3 » مىرساند .
و كلمه « هباء » به معناى غبار است .
بعضى « 4 » هم گفتهاند : به معناى يك دانه ذره از غبار است ، كه وقتى نور آفتاب از پنجره به درون خانه مىتابد اين دانه ها در شعاع آن نور ديده مىشوند . و كلمه « منبث » اسم فاعل و يا مفعول از مصدر باب انفعال ، يعنى « انبثاث » است ، و انبثاث به معناى متفرق شدن ، و متلاشى شدن چيزى است ، و معناى آيه روشن است .
* ( « وَكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً » ) * كلمه « زوج » به معناى صنف است ، پس ازواج سه گانه يعنى اصناف سه گانه ، و خطاب در اين جمله كه مىفرمايد : « در آن روز شما اصنافى سه گانه خواهيد بود » به عموم
هامش
( 1 ) همانا زلزله رستاخيز امر عظيمى است . سوره حج ، آيه 1 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 131 .
( 3 ) و كوه ها رانده شود . سوره نبا ، آيه 20 .
( 4 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 131 .