تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و جمله * ( « إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ » ) * به طور ضمنى بر معناى شرط هم دلالت دارد ، و جا داشت جزاى آن شرط را بيان كند ، و بفرمايد : « چون قيامت به پا مىشود چه مىشود » ، ولى جزا را نياورد ، تا بفهماند آنچه مىشود آن قدر عظيم و مهم است كه به بيان نمىگنجد ، ولى به هر حال از سياق آياتى كه در اين سوره اوصاف قيامت را ذكر كرده فهميده مىشود كه آن جزا چه چيز است ، و مردم در آن روز چه وضعى دارند ، پس مىشود گفت كه مثلا تقدير كلام : « اذا وقعت الواقعة فاز المؤمنون و خسر الكافرون - چون قيامت به پا شود مؤمنين رستگار و كفار زيانكار مىشوند » مىباشد . * ( « لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « كاذبة » مانند كلمه « عافية » و كلمه « عاقبة » مصدر است « 1 » . و بنا به گفته وى معناى آيه چنين مىشود : « در وقوع و تحقيق قيامت هيچ دروغى نيست » . ولى بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : كلمه مذكور همان اسم فاعل است ، چيزى كه هست در اينجا صفتى است براى موصوفى كه حذف شده ، و تقدير كلام « ليس لوقعتها قضية كاذبة » مىباشد ، يعنى براى وقوع قيامت هيچ عامل كه اقتضاى دروغ شدنش را داشته باشد و آن را دروغ كند وجود ندارد . * ( « خافِضَةٌ رافِعَةٌ » ) * اين دو كلمه دو خبر است براى ضميرى كه به واقعه بر مىگردد ، و تقدير كلام « هى خافضة و هى رافعة » است ، يعنى قيامت خافض و رافع است . و خفض درست معناى خلاف رفع را مىدهد ، و اما اينكه به چه حساب قيامت پايين آورنده و بالا برنده است بايد گفت كه : اين تعبير كنايه است از اينكه قيامت نظام عالم را زير و رو مىكند ، مثلا باطن دلها را كه در دنيا پنهان بود ظاهر مىكند ، و آثار اسباب كه در دنيا ظاهر بود ، همه مىدانستند آب چه اثرى و آتش چه اثرى دارد ، در قيامت پنهان مىشود ، يعنى اسباب به كلى از اثر مىافتد ، و روابط جارى ميان اسباب و مسببات به كلى قطع مىگردد ، در دنيا جمعى داراى عزت بودند ، و آنان اهل كفر و فسق بودند ، كه عزتشان همه جا ظاهر بود ، و همچنين جمعى ديگر يعنى اهل تقوا
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 213 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 214 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 196 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى