دارند ( 9 ) .
سوم آنهايى كه در دنيا به سوى خيرات و در آخرت به سوى مغفرت و رحمت سبقت مىگيرند ( 10 ) .
بيان آيات
اين سوره ، قيامت كبرى را كه در آن مردم دوباره زنده مىشوند و به حسابشان رسيدگى شده جزا داده مىشوند شرح مىدهد ، نخست مقدارى از حوادث هول انگيز آن را ذكر مىكند ، حوادث نزديكتر به زندگى دنيايى انسان ، و نزديكتر به زمينى كه در آن زندگى مىكرده ، مىفرمايد : اوضاع و احوال زمين دگرگون مىشود و زمين بالا و پايين و زير و رو مىگردد ، زلزله بسيار سهمگين زمين كوه ها را متلاشى ، و چون غبار مىسازد ، آن گاه مردم را به طور فهرستوار به سه دسته سابقين و اصحاب يمين و اصحاب شمال ، تقسيم نموده ، سرانجام كار هر يك را بيان مىكند .
آن گاه عليه اصحاب شمال كه منكر ربوبيت خداى تعالى و مساله معاد و تكذيب كننده قرآنند كه بشر را به توحيد و ايمان به معاد دعوت مىكند استدلال نموده ، در آخر گفتار را با يادآورى حالت احتضار و فرا رسيدن مرگ و سه دسته شدن مردم خاتمه مىدهد .
و اين سوره به شهادت مضمون و سياق آياتش در مكه نازل شده است .
* ( « إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ » ) * وقوع حادثه عبارت است از حدوث و پديد آمدن آن ، و كلمه « واقعه » صفتى است كه هر حادثه اى را با آن توصيف مىكنند ، ( مىگويند : واقعه اى رخ داده ، يعنى حادثه اى پديد شده ) و مراد از « واقعه » در آيه مورد بحث واقعه قيامت است ، و اگر در اينجا به طور مطلق و بدون بيان آمده ، و نفرموده آن واقعه چيست ، تنها فرموده : « چون واقعه رخ مىدهد » مثل اينكه شما بگوييد : « هر وقت زيد آمد چنين و چنان كن » ، بدين جهت بوده كه بفهماند واقعه قيامت آن قدر معروف است كه توضيح آن و ذكر موصوفش مثل اين مىماند كه در مثال بالا بگويى « هر وقت زيد بقال آمد چنين و چنان كن » با اينكه شنونده شما زيد را به خوبى مىشناسد ، و به همين جهت است كه گفتهاند : اصلا كلمه « واقعه » يكى از نامهاى قيامت است ، كه قرآن اين نامگذارى را كرده ، هم چنان كه نامهاى ديگرى چون « حاقة » ، و « قارعة » ، و « غاشية » بر آن نهاده است .