تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و در آخر با وضع لغات يعنى قرارداد دسته جمعى به اين مهم خود بپرداخت ، و اين همان تكلم و نطق است ، كه گفتيم اجتماع مدنى بشر بدون آن تمام نمىشد . علاوه بر اين فعل خداى تعالى عبارت است از تكوين و ايجاد ، و قهرا شامل امور اعتبارى نمىشود ، چون امور اعتبارى عبارت است از قرارداد دسته جمعى « 1 » . و اين امر اعتبارى حقيقت خارجى ندارد ، تا خلقت و تكوين خداى تعالى شامل آن نيز شده باشد و بگوييم زبانهاى مختلف را خدا خلق كرده ، آنچه خدا خلقت كرده انسان و فطرت او است ، فطرتى كه او را به تشكيل اجتماع مدنى ، و سپس به وضع لغات واداشت ، و او را به اين معنا رهنمون شد كه الفاظى را علامت معانى قرار دهد به طورى كه وقتى فلان كلمه را به شنونده القا مىكند ذهن شنونده منتقل به فلان معنا شود ، مثل اينكه گوينده خود معنا را به او نشان داده باشد . و نيز او را رهنمون شد به اينكه اشكال مخصوصى از خط را علامت آن الفاظ قرار دهد ، پس خط خود مكمل غرض كلام است ، و كلام را ممثل مىسازد ، همانطور كه كلام معنا را مجسم مىساخت . و كوتاه سخن اينكه : بيان قدرت بر سخن از اعظم نعمت و آلاى ربانى است ، كه براى بشر موقف انسانيش را حفظ نموده ، به سوى هر خيرى هدايتش مىكند .
اين بود آن معنايى كه به نظر ما از دو آيه مورد بحث به ذهن تبادر مىكند ، ولى مفسرين ديگر در معناى آن دو اقوالى ديگر دارند : بعضى « 2 » گفته‌اند : منظور از انسان در جمله * ( « خَلَقَ الإِنْسانَ » ) * آدم ، و منظور از « بيان » در جمله * ( « عَلَّمَه الْبَيانَ » ) * همان اسمايى است كه به آدم تعليم داد ، ( و در سوره بقره داستان را حكايت نموده فرمود : « وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها » ) . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : منظور از انسان پيامبر اسلام ، و منظور از بيانى كه به وى تعليم كرد قرآن است ، كه آن را به آن جناب تعليم كرد ، و يا منظور تعليم آن جناب قرآن را به مؤمنين است . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : منظور از بيان ، خير و شر است ، كه خداى تعالى تشخيص آن دو را به انسان ياد داده . بعضى « 5 » ديگر گفته‌اند : مراد از آن راه هدايت و راه ضلالت است . و از اين قبيل اقوالى
هامش
( 1 ) مثلا قرارداد ايرانيان در بين يكديگر اين شد كه هر وقت كلمه « نان » به زبان آوردند بفهمند كه منظور طعامى است كه از گندم درست مىكنند ، و همچنين كلمات ديگر . « مترجم » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 197 . ( 3 و 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 99 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 159 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى