ابعاضش مثل هم هستند ، و خلاصه يك چيزند ، پس از نظر خود زمان فرقى ميان اين روز و آن روز نيست ، تا يكى را سعد و ديگرى را نحس بدانيم ، و اما عوامل و عللى كه در حدوث حوادث مؤثرند ، و نيز در به ثمر رساندن اعمال تاثير دارند ، از حيطه علم و اطلاع ما بيرونند ، ما نمىتوانيم تكه تكه زمان را با عواملى كه در آن زمان دست در كارند بسنجيم ، تا بفهميم آن عوامل در اين تكه از زمان چه عملكردى دارند ، و آيا عملكرد آنها طورى است كه اين قسمت از زمان را سعد مىكند يا نحس ، و به همين جهت است كه تجربه هم به قدر كافى نمىتواند راه گشا باشد ، چون تجربه وقتى مفيد است كه ما زمان را جداى از عوامل در دست داشته باشيم ، و با هر عاملى هم سنجيده باشيم ، تا بدانيم فلان اثر ، اثر فلان عامل است ، و ما زمان جداى از عوامل نداريم ، و عوامل هم براى ما معلوم نيست .
و به عين همين علت است كه راهى به انكار سعادت و نحوست هم نداريم ، و نمىتوانيم بر نبودن چنين چيزى اقامه برهان كنيم ، همانطور كه نمىتوانستيم بر اثبات آن اقامه برهان كنيم ، هر چند كه وجود چنين چيزى بعيد است ، ولى بعيد بودن ، غير از محال بودن است ، اين از نظر عقل .
و اما از نظر شرع در كتاب خداى تعالى نامى از نحوست ايام آمده ، در همين سوره آيه 19 فرموده : * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ » ) * و جايى ديگر فرموده : « فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ » « 1 » .
و هر چند از سياق داستان قوم عاد كه اين دو آيه مربوط بدانست استفاده مىشود كه نحوست و شئامت مربوط به خود آن زمانى است كه در آن زمان باد به عنوان عذاب بر قوم عاد وزيد ، و آن زمان هفت شب و هشت روز پشت سر هم بوده ، كه عذاب به طور مستمر بر آنان نازل مىشده اما بر نمىآيد كه اين تاثير و دخالت زمان به نحوى بوده كه با گردش هفته ها دوباره آن زمان نحس برگردد . اين معنا به خوبى از آيات استفاده مىشود ، و گرنه همه زمانها نحس مىبود ، بدون اينكه دائر مدار ماهها و يا سالها باشد .
در مقابل زمان نحس نامى هم از زمان سعد در قرآن آمده و فرموده : « وَالْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناه فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ » « 2 » و مراد از آن شب ، شب قدر است ، كه در وصف آن فرموده :
هامش
( 1 ) ما هم براى هلاكت ايشان ( قوم عاد ) بادى سخت راى در روزهاى نحس و شوم فرستاديم . سوره فصلت ، آيه 16 .
( 2 ) سوگند به كتاب مبين كه ما آن راى در شبى مبارك نازل كرديم . سوره دخان ، آيه 2 و 3 .