تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
هر يك از اين دو قسم ذكر خود دو قسم است ، يكى ذكر با نسيان و فراموشى ، يكى هم ذكر بدون فراموشى و با ادامه حفظ ، البته به هر قولى هم ذكر مىگويند « 1 » . و معناى آيه اين است كه : سوگند مىخورم كه ما قرآن را آسان كرديم تا به وسيله آن متذكر شوند ، و خداى تعالى و شؤون او را ياد آورند ، آيا متذكرى هست كه با قرآن متذكر گشته به خدا ايمان آورد ، و به دين حقى كه به آن دعوت مىكند متدين شود ؟ ! پس آيه شريفه دعوتى است عمومى به تذكر به قرآن بعد از مسجل كردن صدق انذار و شدت عذابى كه از آن انذار كرده . * ( « كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ » ) * از اينجا داستانى ديگر از داستانهايى كه در آن ازدجار و انذار است آغاز مىكند ، و اگر اين قصه را عطف به سابق نكرده و بدون كلمه « واو » فرمود : « كذبت » ، و همچنين قصه هاى بعدى را هم بدون واو عاطفه آورد ، براى اين بود كه هر يك از اين داستانها مستقل و جداى از ديگرى است ، و خودش به تنهايى كافى در ازدجار و انذار ، و رساندن عظمت عذاب است ، اگر كسى با آن پند پذيرد . جمله * ( « فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَنُذُرِ » ) * در مقام توجيه دادن دلهاى شنونده به چيزى است كه به ايشان القاء مىكند ، و آن عبارت است از كيفيت عذاب هولناكى كه بيانش با جمله * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا . . . » ) * شروع مىشود ، و اين جمله مانند جمله قبليش در مقام هولانگيزى و تسجيل شدت عذاب و تصديق انذار نيست تا تكرار جمله * ( « فَكَيْفَ كانَ . . . » ) * باشد ، و اين وجه خوبى است همانطور كه ديگران « 2 » نيز گفته‌اند . * ( « إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ » ) * اين جمله بيان همان مطلبى است كه در جمله قبلى از آن استفهام مىكرد و مىفرمود : « پس عذاب من چگونه بود ؟ » . و كلمه « صرصر » - به طورى كه در مجمع البيان آمده « 3 » - به معناى باد سخت و تند است ، و كلمه « نحس » - به فتحه نون و سكون حاء - مانند كلمه « نحوست » مصدر و به معناى شوم است ، و كلمه « مستمر » صفتى است براى نحس ، و معناى فرستادن باد در روزى نحس مستمر اين است كه خداى تعالى آن باد را در روزى فرستاد كه نسبت به ايشان نحس و شوم بود ، و نحوستش مستمر بود ، چون ديگر اميد خير و نجاتى
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « ذكر » . ( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 84 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 188 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 114 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى