و سپس در آخر او را دستور مىدهد به خواندن مقدارى از قرآن و دعا ، تا به اين وسيله نحوست و شومى را از خود دفع نموده ، به دنبال هر هدفى مىخواهد برود .
و در خصال به سند خود از محمد بن رياح فلاح روايت آورده كه گفت : من امام ابو ابراهيم موسى بن جعفر ( ع ) را ديدم كه روز جمعه حجامت مىكرد ، عرضه داشتم : فدايت شوم ، چرا روز جمعه حجامت مىكنيد ؟ فرمود : من آية الكرسى خواندهام ، تو هم هر وقت خونت هيجان يافت چه شب باشد و چه روز آية الكرسى بخوان و حجامت كن « 1 » .
باز در خصال به سند خود از محمد بن احمد دقاق روايت كرده كه گفت : نامه اى به امام ابو الحسن دوم ( ع ) نوشتم ، و از مسافرت در روز چهارشنبه آخر ماه پرسيدم ، در پاسخم نوشتند : كسى كه در چهارشنبه آخر ماه على رغم اهل طيره ( و خرافه پرستان ) مسافرت كند ، از هر آفتى ايمن خواهد بود ، و از هر گزندى محفوظ مانده ، خدا حاجتش را هم بر مىآورد .
همين شخص نوبتى ديگر نامه به آن جناب نوشته از حجامت در چهارشنبه آخر ماه پرسيد ، و امام ( ع ) در پاسخش نوشته است : هر كس على رغم اهل طيره ( كه به نفوس معتقدند و مىگويند : النفوس كالنصوص ) حجامت كند ، خداوند از هر آفتى عافيتش داده ، از هر گزندى حفظش مىكند ، و محل حجامتش كبود هم نمىشود « 2 » ( اين جمله اشاره است به رد پاره اى از روايات كه در آنها آمده : هر كس در روز چهارشنبه آخر ماه و يا هر چهارشنبه حجامت كند محل حجامتش كبود مىشود و خلاصه عفونت پيدا مىكند و در بعضى ديگر آمده كه ترس آن هست كه محل حجامتش عفونت پيدا كند ) .
و در معناى اين حديث روايتى است كه در تحف العقول آمده ، كه حسين بن مسعود گفت : روزى خواستم به حضور ابى الحسن امام هادى ( ع ) شرفياب شوم ، در آن روز هم انگشتم به سنگ خورد ، و هم سواره اى به سرعت از من گذشت ، و به شانهام زد و شانهام صدمه ديد ، و هم اينكه وقتى مىخواستم وارد شوم از بس شلوغ بود لباسم را پاره كردند ، با خود گفتم : خدا مرا از شرت حفظ كند چه روز شومى هستى ، و چون شرفياب شدم حضرت فرمود :
اى حسن اين چه پندارى است ؟ تو كه همواره دور و بر ما هستى نبايد گناهت را گردن كسى كه بيگناه است بگذارى .
هامش
( 1 ) خصال ، ج 2 ، ص 390 ، ح 83 ، و امالى طوسى ، ج 1 ، ص 283 ، ط نجف اشرف .
( 2 ) خصال ، ج 2 ، ص 386 ، ح 72 .