* ( « وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « تفجير » به معناى شكافتن است ، و « تفجير زمين » به اين معنا است كه زمين را بشكافند تا آب از آن بجوشد . و كلمه « عيون » جمع عين است ، و عين ، آن آبى را گويند كه از زمين بجوشد و مانند چشم جانداران بچرخد « 1 » ( و به همين مناسبت اين كلمه در لغت هم به معناى چشم است و هم چشمه ) .
و معناى جمله اين است كه : ما زمين را چشمه هاى شكافته شده كرديم كه از تمامى شكافهايش آب جوشيدن گرفت * ( « فَالْتَقَى الْماءُ » ) * در نتيجه آب آسمان و آب زمين بهم متصل شدند ، و در به كرسى نشاندن امرى كه تقدير شده بود دست به دست هم دادند ، يعنى به همان مقدارى كه خدا خواسته بود بدون كم و زياد ، و بدون تندى و كندى اين معاضدت را انجام دادند .
بنا بر اين ، كلمه « ماء » اسم جنسى است كه در اينجا آب آسمان و آب زمين از آن اراده شده ، و به همين جهت نفرمود : « ماءان - دو آب » ، و مراد از « امرى كه مقدر شده بود » آن صفتى است كه خدا براى طوفان مقدر كرده بود .
* ( « وَحَمَلْناه عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ » ) * منظور از « * ( ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ ) * » كشتى است و كلمه « ألواح » جمع لوح و به معناى تخته هايى است كه در ساختن كشتى به يكديگر متصل مىكنند ، و كلمه « دسر » جمع دسار است ، كه به معناى ميخهايى است كه با آن تخته هاى كشتى را به يكديگر مىكوبند .
بعضى « 2 » از مفسرين در خصوص اين آيه معانى ديگرى ذكر كردهاند ، ولى آن طور كه بايد با آيه سازگارى ندارد .
* ( « تَجْرِي بِأَعْيُنِنا جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ » ) * يعنى كشتى مذكور زير نظر ما بر روى آبى كه محيط بر زمين شده بود مىچرخيد ، و خلاصه ما مراقب و حافظ آن بوديم .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : منظور از اينكه كلمه « عين - چشم » را جمع آورده ، ديدگان اولياى خدا بوده ، مىفرمايد كشتى زير نظر ملائكه اى كه ايشان را موكل بر آن كشتى كرده بوديم مىچرخيد .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 188 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 83 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 189 .