تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
تكذيب اول ، قصد تكذيب ، و از تكذيب دوم ، خود تكذيب است . و اگر در چنين مقامى از جناب نوح تعبير كرد به « بنده ما » و فرمود : * ( « فَكَذَّبُوا عَبْدَنا » ) * به منظور تجليل از آن جناب و تعظيم امر او ، و نيز اشاره به اين نكته بود كه برگشت تكذيب او به تكذيب خداى تعالى است ، چون او بنده خدا بود و خودش چيزى نداشت ، هر چه داشت از خدا بود . « * ( وَقالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ) * » - مراد از « ازدجار » اين است كه : جن او را آزار رسانده و در او اثرى از جنون است ، و معنايش اين است كه : قوم نوح تنها به تكذيب او اكتفاء نكردند ، بلكه نسبت جنون هم به او دادند ، و گفتند او جن زده اى است كه اثرى از آزار جن در او هست ، در نتيجه هيچ سخنى نمىگويد ، مگر آنكه اثرى از آن حالت در آن سخنش هست ، تا چه رسد به اينكه سخنش وحى آسمانى باشد . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : فاعل فعل مجهول « ازدجر » جن نيست ، بلكه قوم نوح است ، كه آن جناب را از دعوت و تبليغ زجر داده ، با انواع اذيتها و تخويفها مانع كارش شدند ، ولى معناى اول شايد روشنتر باشد . * ( « فَدَعا رَبَّه أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ » ) * كلمه « انتصار » به معناى انتقام است ، و منظور آن جناب از اينكه گفت * ( « أَنِّي مَغْلُوبٌ » ) * من شكست خورده شدم اين است كه از ظلم و قهر و زورگويى به تنگ آمدم ، نه اينكه از نظر حجت و دليل محكوم شده‌ام ، و اين جمله كوتاه خلاصه نفرينى است كه كرده ، و تفصيل آن در سوره نوح آمده ، هم چنان كه تفصيل حجتهايش در سوره هود و غير آن حكايت شده . * ( « فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « همر » مصدر ثلاثى مجرد است و به معناى ريختن اشك و باران به شدت ، و انهمار به معناى انصباب و روان شدن است « 2 » . و « فتح آسمان ( جو بالاى سر ) به آبى منهمر و روان » كنايه اى است تمثيلى از شدت ريختن آب و جريان متوالى باران ، گويى باران در پشت آسمان انبار شده ، و نمىتوانسته پايين بريزد همين كه درب آسمان باز شده به شدت هر چه تمامتر فرو ريخته است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 81 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 188 .