تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
فرزند آدم ! تو به مشيت من براى خودت مىخواهى آن چه را مىخواهى ، و به اراده من براى خودت اراده مىكنى آن چه را اراده مىكنى ، و به فضل نعمت من بر تو ، چنان نيرومند شده اى كه مىتوانى سر از فرمانم برتابى ، و به قوت و عصمت من و عافيتم موفق شده اى كه واجبات مرا ادا كنى . پس اگر واقعا حسناتى دارى ، خود من به آن حسنات از تو سزاوارترم ، و تو به گناهانت از من سزاوارترى ، هميشه خير من به سوى تو نازل است ، و من با آن خير به تو انعام مىكنم ، و شر تو به خودت برمىگردد ، به عنوان كيفر جناياتى كه كرده اى و به كثرت تسلطى كه من به تو دارم به سوى طاعتم رو نهادى و به سوء ظنى كه به من دارى از رحمتم مايوس شدى . پس با اين بيان حمد براى من است و حجت عليه تو تمام است ، و تو با اين عصيان راه مؤاخذه مرا به روى خود گشودى ، و با احسانت ، مستحق پاداش نيكى كه نزد من است گشتى . من هيچگاه از تحذير تو كوتاهى نكردم ، و تو را در حين سرگرمى و غرورت به عذاب نگرفتم . آن گاه فرمود : اين همان كلام خدا است كه مىفرمايد : * ( « وَلَوْ يُؤاخِذُ اللَّه النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ » ) * و نيز مىفرمايد : من تو را به بيش از طاقتت تكليف نكردم ، و از امانت جز همان مقدارى را كه خودت عليه نفست اقرار دارى تحميلت ننمودم ، من از تو براى خود به آن مقدار راضيم كه تو از من براى خودت راضى باشى . آن گاه خداى عز و جل فرمود : * ( « وَلكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّه كانَ بِعِبادِه بَصِيراً » ) * « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 210 .