سوره « يس » است .
اما از طريق شيعه ، صدوق در كتاب ثواب الاعمال آن را از امام صادق ( ع ) روايت كرده « 1 » ، و از طريق اهل سنت ، الدر المنثور آن را از انس و ابو هريره و معقل بن يسار از رسول خدا ( ص ) نقل كرده است « 2 » .
* ( « يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ) * . . . * ( فَهُمْ غافِلُونَ » ) * خداى تعالى در اين آيه به قرآن حكيم سوگند مىخورد بر اينكه رسول خدا ( ص ) از مرسلين است . و اگر قرآن را به وصف حكيم توصيف كرد ، براى اين است كه حكمت در آن جاى گرفته ، و حكمت عبارت است از معارف حقيقى و فروعات آن ، از شرايع و عبرتها و مواعظ .
جمله * ( « إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » ) * مطلبى است كه به خاطر آن سوگند خورد - كه بيانش گذشت - * ( « عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * - اين جمله خبر بعد از خبر است براى حرف « ان » در « انك » . و اگر « صراط » را نكره و بدون الف و لام آورد ، - به طورى كه مىگويند - براى اين بود كه بر عظمت آن راه دلالت كند .
و توصيف « صراط » به استقامت ، به منظور توضيح بوده ، و گر نه در معناى خود كلمه صراط استقامت خوابيده ، چون صراط به معناى راه روشن و مستقيم است ، و مراد از * ( « صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * آن طريقى است كه : عابر خود را به سوى خدا مىرساند ، يعنى به سعادت انسانىاش كه مساوى است با قرب به خدا و كمال عبوديت . و در تفسير سوره فاتحه مطالبى كه براى اينجا مفيد است گذشت .
جمله * ( « تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ » ) * وصف قرآن است ، كه چون از وصفيت قطع شده ، بايد آن را به فتحه خواند . و مصدر « تنزيل » به معناى مفعول است ، و حاصل معنا اين مىشود كه :
منظورم از قرآن همين نازل شده اى است كه خداى عزيز رحيم كه عزت و رحمت در او مستقر است ، نازلش كرده .
و اينكه در آخر خدا را به دو صفت عزت و رحمت ستوده براى اشاره به اين معنا است كه او قاهرى است كه مقهور كسى واقع نمىشود ، غالبى است كه از كسى شكست نمىخورد ، پس اعراض اعراض كنندگان از عبوديتش او را عاجز ، و انكار منكرين خدايىاش ،
هامش
( 1 ) كتاب ثواب الاعمال ، ص 138 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 256 .