تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
از امتهاى سابق شاهد آورد ، كه آنها نتوانستند خدا را به ستوه آورند . چون سخن بدينجا انجاميد ، گويا كسى پرسيده : وقتى هيچ چيز نه در آسمان و نه در زمين خدا را به ستوه نمىآورد ، پس چطور ساير مردم را به حال خود واگذاشته ، هر گناهى مىخواهند مرتكب مىشوند و چرا آنها را به جرم گناهانشان عذاب نمىكند ؟ در پاسخ فرموده : « اگر خدا مىخواست همه مردم را به جرم گناهانشان مؤاخذه كند ، آن طور كه نيرنگ بازان از مشركين و مكذبين را مؤاخذه كرد ، ديگر هيچ جنبده اى بر روى زمين باقى نمىماند » . و حال آنكه خدا چنين حكم كرده كه : مردم ، در روى زمين بمانند و زمين را آباد كنند ، هم چنان كه فرموده : « وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ » « 1 » پس بدين جهت گناهكاران را مؤاخذه نمىكند ، و آنها را تا روزى معين مهلت مىدهد . و آن روز يا روز مرگ است و يا روز قيامت . پس وقتى آن روز رسيد هر عاملى از ايشان را به آنچه عمل كرده ، جزا مىدهد ، كه او به كار بندگانش بصير است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه : ابن ابى حاتم ، از طريق سفيان ، از ابو زكرياى كوفى ، از مردى روايت كرده كه آن مرد برايش حديث كرد كه روزى رسول خدا ( ص ) فرمود : زنهار از « مكر سيئ » بپرهيزيد كه « مكر سيئ » جز به صاحبش برنمىگردد ، و مكاران از ناحيه خدا مورد تعقيبند « 2 » . و در تفسير قمى مىگويد : پدرم از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق ( ع ) از پدرش ( ع ) برايم حديث كرد كه فرمود رسول خدا ( ص ) فرموده : از علم خدا گذشته و مركب قلم خدا به اين قضايى كه رانده و اين قدرى كه مقدر كرده خشك شده ، كه كتاب خدا جاى خود را در بشر باز كند ، و رسولان خدا تصديق شوند ، و آنها كه ايمان مىآورند و تقوى دارند به سعادت برسند ، و آنها كه تكذيب مىكنند و كفر مىورزند به شقاوت برسند ، و مؤمنين به ولايتى از خداى عز و جل و مشركين به براءتى از او نايل شوند . آن گاه رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى عز و جل مىفرمايد : اى
هامش
( 1 ) شما در زمين قرارگاهى و متاعى داريد تا روزى معين . سوره بقره ، آيه 36 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 256 .