تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
اين آن معنايى است كه سياق آيه و نيز رواياتى كه در معناى آيه وارد شده ، آن را افاده مىكند .
اما مفسرين در تفسير آيه اختلافهاى عجيبى به راه انداخته‌اند ، اختلافى در معناى كلمه « ثم » كرده‌اند كه بعضى « 1 » گفته‌اند : « اين كلمه براى تراخى است ، يعنى بعديت در خبر دادن را مىرساند » . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : « براى تراخى و افاده بعديت رتبى است » . بعضى « 3 » گفته‌اند : « براى افاده بعديت زمانى است » . و در عطف كردن اين كلمه نيز اختلاف است . بعضى « 4 » گفته‌اند : آيه عطف است بر جمله « اوحينا » . بعضى « 5 » ديگر گفته‌اند : عطف است بر جمله * ( « الَّذِي أَوْحَيْنا » ) * . باز در معناى جمله « اورثنا » اختلاف كرده‌اند كه بعضى « 6 » گفته‌اند : « مراد همان معناى ظاهر جمله است » . بعضى « 7 » ديگر گفته‌اند : معنايش اين است كه : « ما حكم كرديم و مقدر نموديم به اينكه كتاب به ايشان ارث برسد » . و نيز در معناى كتاب اختلاف كرده‌اند كه بعضى « 8 » گفته‌اند : مراد از آن ، قرآن است . بعضى « 9 » ديگر گفته‌اند : « جنس كتابهاى آسمانى ، و همه آنها است » . و در معناى جمله * ( « الَّذِينَ اصْطَفَيْنا » ) * اختلاف كرده‌اند . بعضى « 10 » گفته‌اند : « مراد از آن انبياء ( ع ) مىباشند » . بعضى « 11 » ديگر گفته‌اند : « مراد بنى اسرائيل است » . و بعضى « 12 » ديگر مراد از آن را امت محمد ( ص ) دانسته‌اند . بعضى « 13 » ديگر علماى امت . و بعضى « 14 » ديگر ذريه رسول خدا ( ص ) از فرزندان فاطمه ( ع ) دانسته‌اند . و در معناى كلمه « من » در جمله * ( « مِنْ عِبادِنا » ) * اختلاف كرده‌اند ، بعضى « 15 » گفته‌اند : براى تبعيض است . بعضى ديگر آن را براى ابتداء ، و بعضى ديگر براى بيان دانسته‌اند . البته به خاطر اختلاف مزبور در معناى « من » معناى عباد نيز مختلف مىشود ، و همچنين اضافه كلمه « عباد » به كلمه « نا » اختلاف پيدا مىكند ، بنا به بعضى از وجوه اضافه تشريفى مىشود ، و بنا به بعضى ديگر غير تشريفى . و نيز در مرجع ضمير « منهم » اختلاف كرده‌اند ، بعضى گفته‌اند : كلمه « الذين » است . بعضى ديگر گفته‌اند : كلمه « عبادنا » است .
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 ) روح المعانى ، ج 22 ، ص 194 . ( 8 و 9 و 10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 408 .