« لباس بلند و لابس قصير است » . و اگر بگويند « لباس بلند و لابسه قصيره » است ، در حقيقت لكنتى در كلام آوردهاند ، و به اصطلاح زيادى حرف زدهاند ، براى اينكه گفتگو در باره مذكر بودن لابس يا مؤنث بودن او نبود ، بلكه گفتگو در باره غرضى بود ما وراى آن « 1 » .
* ( « قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَشِفاءٌ » ) * - اين جمله اين نكته را بيان مىكند كه اثر و خاصيت قرآن دائر مدار واژه عربيش نيست ، بلكه اين مردمند كه در مقابل آن دو جورند ، طايفه اى با ايمان و طايفه اى ديگر بىايمانند ، و گرنه قرآن هدايت و شفاء است براى هر كس كه داراى ايمان باشد ، و او را به سوى حق هدايت مىكند . و بيماريهاى درونى را ، از قبيل شك و ريب ، شفا مىدهد . و در عين حال براى كسانى كه ايمان نمىآورند ضلالت و كورى است ، و باعث آن است كه حق و راه رشاد را تشخيص ندهند .
و در اينكه مردم بىايمان را چنين توصيف كرده كه در گوشهايشان « وقر » و سنگينى دارند ، اشاره است به اعترافى كه خود آنان كرده بودند ، و در اول همين سوره از ايشان حكايت كرد كه گفتند « وَفِي آذانِنا وَقْرٌ » .
* ( « أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ » ) * - منظور از ندا شدنشان از محلى دور اين است كه نه صدايى را مىشنوند ، و نه صاحب صدا را مىبينند ، و اين خود تمثيلى است از حال كفار كه نه موعظتى را مىپذيرند ، و نه حجتى را تعقل مىكنند .
* ( « وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيه . . . » ) *
اين آيه شريفه رسول خدا ( ص ) را از اينكه قومش لجبازى مىكنند و به كتابش كفر مىورزند ، تسليت مىدهد .
* ( « وَلَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ » ) * - منظور از اين كلمه كه « اگر از ناحيه پروردگار متعال قبلا نگذشته بود به زندگى كفار خاتمه داده مىشد » همان جمله « وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ » « 2 » است كه در آغاز خلقت خطاب به بنى نوع آدم فرموده بود .
* ( « وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْه مُرِيبٍ » ) * - يعنى قوم حضرت موسى ( ع ) نسبت به كتاب موسى در شكى ريبآور بودند ، اين را بدان جهت مىفرمايد تا خاطر خطير رسول خدا ( ص ) را نسبت به آنچه از قوم خود مىبيند تسليت دهد .
* ( « مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِه وَمَنْ أَساءَ فَعَلَيْها . . . » ) *
يعنى عمل ، قائم به صاحب عمل است ، و بيانگر حال او است . اگر عمل صالح و
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج ، ص
( 2 ) سوره اعراف ، آيه 24 .