تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
مفيد باشد خود او هم از آن سود مىبرد ، و اگر مضر و بد باشد ، خودش از آن متضرر مىگردد . پس اين رفتار خداى تعالى كه نفع عمل صالح را به صاحبش مىرساند و او را ثواب مىدهد ، و ضرر عمل بد را نيز به صاحبش مىرساند و عقابش مىكند ، اصلا ظلمى نيست ، و چنان نيست كه وضع شىء در غير موضعش باشد . و اگر اين روش از خداى تعالى ظلم باشد ، بايد در ثواب دادن ميليونها بنده و عقاب كردن ميليونها ديگر ، در برابر ميلياردها عمل نيك و بد ، ظلام بندگان باشد ، ولى از آنجايى كه گفتيم اين روش ظلم نيست ، پس خداى تعالى ظلام بندگان نمىباشد ، و با اين بيان روشن مىشود كه چرا فرمود « پروردگار تو ظلام بندگان نيست » و نفرمود : « پروردگار تو ظالم به بندگان نيست » « 1 » . * ( « إِلَيْه يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ ) * . . . * ( إِلَّا بِعِلْمِه » ) * برگشتن علم به قيامت به سوى خدا ، به معناى آن است كه اين علم مختص به او است ، و احدى به جز او اطلاعى از آن ندارد . و اين معنا در كلام مجيدش مكرر آمده . * ( « وَما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها » ) * - كلمه « ثمرات » در اين جمله فاعل « تخرج » است . و حرف « من » كه بر سر آن آمده زايده است و تنها خاصيت تاكيد را دارد ، مانند حرف « باء » در جمله « وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً » « 2 » و كلمه « أكمام » جمع « كم » است كه به معناى غلاف و پوسته روى ميوه است ، و معناى جمله اين است كه : هيچ ميوه اى از ظرف و غلافش بيرون نمىآيد و هيچ ماده اى حامله نمىشود و وضع حمل نمىكند ، مگر با علم خدا ، يعنى خداى تعالى به تمام جزئيات احوال هر چيزى دانا است .
هامش
( 1 ) مؤلف در هنگام مقابله ، اين احتمال را هم دادند كه آوردن صيغه مبالغه به منظور اين بوده كه بفهماند انواع عذابها در قيامت بسيار است . ممكن هم هست علت آوردن صيغه مبالغه « ظلام » را اين بگيريم كه خواسته است به كيفيت ظلم اشاره كرده باشد ، نه به كميت آن كه در وجه قبلى گذشت . به اين بيان كه : اشاره كند به اينكه عذاب دوزخ آن قدر شديد و طاقتفرسا است كه از هر كسى نسبت به هر كس ديگرى سرمىزند ، مردم او را « ظلام - بسيار ستمگر » مىدانستند ، چون هيچ ستمگرى حاضر نيست دشمن خود را به چنين عذابى گرفتار كند ، و اصلا چنين عذابى در اختيار احدى نيست ، چون آتشى است كه دست خدا افروخته ، نه آتش معمولى ، ولى چون عذاب مذكور اثر و خاصيت اعمال خود مردم است ، و به عبارتى : عين اعمال ايشان است كه در آخرت به اين صورت در مىآيد ، لذا نمىتوان گفت خدا ظلام به بندگان است . مترجم . ( 2 ) سوره نساء ، آيه 79 .