تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
پس خداى سبحان بدان جهت كه آفريدگار اشياء است ، و گرداننده احوال آنها است ، عالم به آنها و به جزئيات حالات آنها ، و مراقب وضع آنها نيز هست ، و اين بهترين تدبير است و به همين جهت تنها او رب و معبود است . بنا بر اين ، آيه شريفه در مقام اشاره به يگانگى خداى تعالى در ربوبيت و الوهيت است ، و به همين جهت است كه در ذيل اين صدر فرموده : * ( « وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكائِي . . . » ) * . * ( « وَيَوْمَ يُنادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكائِي قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ ) * . . . * ( مِنْ مَحِيصٍ » ) * ظرف « يوم » متعلق است به جمله « قالوا » . بعضى « 1 » گفته‌اند : ظرف است براى مطلبى تقديرى كه فعلا نمىشود بيان نمود و بدين جهت عمدا نام آن را نبرد تا اعلام كند كه آن قدر مهم است كه بيان ، قاصر از معرفى آن است ، هم چنان كه در جمله « يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّه الرُّسُلَ » نيز ظرف « يوم » متعلق به چنين مظروفى است « 2 » . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : متعلق است به چيزى كه حذف شده ، از قبيل « به ياد آر » و امثال آن . و بعيد نيست كه وجه اول با صدر آيه مناسبتر باشد ، البته به شرطى كه صدر آيه را به همان معنايى بگيريم كه ما احتمالش را داديم كه در اين صورت آيه شريفه در مقام نفى شركاء خواهد بود ، از اين راه كه تدبير عالم قائم به خداى تعالى است ، و خود مشركين هم در قيامت به آن اعتراف مىكنند . كلمه « آذناك » از مصدر « ايذان » است كه به معناى اعلام مىباشد . و مراد از اينكه مىگويند : ما به تو اعلام مىكنيم كه هيچ يك شهيد نيستيم ، اين است كه هيچ يك از ما شهادت زبانى نمىدهد . و يا شهيد به معناى رؤيت حضورى است كه بنا بر معناى دوم جمله * ( « وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ » ) * عطف تفسيرى مىشود كه علت انتفاى شهادت را بيان مىكند . * ( « وَظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ » ) * - كلمه « ظن » به طورى كه مىگويند در اينجا به معناى يقين است . و كلمه « محيص » به معناى مفر و گريزگاه است . و معناى آيه اين است كه :
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 3 . ( 2 ) توضيح اينكه در اين دو آيه نمىفرمايد روزى كه ندا مىشوند و يا روزى كه خدا رسولان را جمع مىكند چه مىشود براى اينكه اشاره كند به عظمت مطلب و اينكه بيان قاصر از ايفاى آن است . مترجم . ( 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 3 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 609 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى