تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
* ( « وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُه كَذلِكَ » ) * يعنى بعضى از انسانها و حيوانات نيز مثل كوه ها و ميوه ها داراى رنگهاى مختلف هستند ، بعضى سفيد ، بعضى سرخ ، بعضى سياهند . و كلمه « دواب » به معناى هر جنبده اى است كه در زمين حركت مىكند . و كلمه « انعام » به معناى شتر و گوسفند و گاو است . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : « كلمه » كذلك « خبرى است براى مبتداى محذوف ، و تقدير آن » الامر كذلك - امر چنين است « مىباشد ، و اين جمله تقريرى است اجمالى براى بيان تفصيلى قبل ، كه اختلاف الوان ثمرات و كوه ها و انسانها و جنبندگان چهارپايان را بيان مىكرد » . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : كلمه « كذلك » مربوط است به كلمه « يخشى » در جمله * ( « إِنَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ » ) * و اشاره است ، به عبرتگيرى از ثمرات و كوه ها و ساير موارد مذكور ، و معنايش اين است كه : تنها كسانى از خدا خشيت دارند و اين چنين از آيات عبرت مىگيرند كه عالم باشند . ولى اين وجه ، هم از نظر لفظ بعيد است و هم از نظر معنا . * ( « إِنَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِه الْعُلَماءُ » ) * اين جمله جمله اى است از نو كه توضيح مىدهد چگونه و چه كسانى از اين آيات عبرت مىگيرند ، و اين آيات اثر خود را كه ايمان حقيقى به خدا و خشيت از او به تمام معناى كلمه مىباشد ، تنها در علما مىبخشد ، نه جهال . در سابق هم گذشت كه انذار تنها در علما نتيجه بخش است ، چون در آنجا فرمود : « إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقامُوا الصَّلاةَ » . پس در حقيقت آيه مورد بحث ، بيانگر معناى آن آيه است ، و روشن مىسازد كه خشيت به معنى حقيقى كلمه ، تنها در علما يافت مىشود . و مراد از « علما » ، علماى باللَّه است ، يعنى كسانى كه خداى سبحان را به اسماء و صفات و افعالش مىشناسند ، شناسايى تامى كه دلهايشان به وسيله آن آرامش مىيابد ، و لكه هاى شك و دو دلى از نفوسشان زايل گشته ، و آثار آن در اعمالشان هويدا مىگردد ، و فعلشان مصدق قولشان مىشود . و مراد از « خشيت » در چنين زمينه اى ، همان خشيت حقيقى است كه به دنبالش خشوع باطنى و خضوع در ظاهر پيدا مىشود ، اين آن معنايى است كه از سياق آيه برمىآيد .
هامش
( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 21 و 22 ، ص 191 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 59 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى